تبليغاتX
Taekwondo Iran | تارنما ورزشی تكواندو ايران
Taekwondo Iran | تارنما ورزشی تكواندو ايران
بیوگرافی حسن ذولقدر بیوگرافی مهروز ساعی بیوگرافی سارا خوش جمال فکری بیوگرافی مهدی بی باک بیوگرافی بهزاد خداد بیوگرافی یوسف کرمی بیوگرافی هادی ساعی
حسن ذولقدر مهروز ساعی سارا خوش جمال فکری مهدی بی باک بهزاد خداد یوسف کرمی هادی ساعی
سوال شما :
نام شما :

ایمیل شما :


پاسخ سوال ها
نام کاربری:
کلمه عبور :

برای استفاده از کلیه مطالب تارنما ابتدا باید عضو تارنما شوید سپس وارد پنل کاربری خود شوید.


عضویت| ارسال کلمه عبور
برترین های تارنما:
چند نكته درباره نگرش مثبت...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

چند نكته درباره نگرش مثبت

·         در دوراني كه مشغول بازسازي ذهني خود هستيد نسبت به گفتار و كردار خود مراقبت بيشتري داشته باشيد. هر كلمه يا عبارت ،حامل بار مثبت يا منفي است كه خودتان نيز آن را تشخيص مي‌دهيد.

·         از كلمات، عبارات و جملاتي استفاده كنيد كه حامل بار مثبت هستند. حتي اهداف خود را نيز با عبارات مثبت مشخص كنيد.

·         عادت كنيد دوربين‌هاي در زندگي خود نصب كنيد كه بهترين زاويه ديد را داشته باشند.

·         در معاشرت‌ها و انتخاب دوستان خود دقت كنيد.

·         از عبارات و كلمات تاكيدي مثبت استفاده كنيد و روزانه چندين مرتبه آن را تكرار نماييد.

·         فقط آن چيزي را كنترل كنيد كه از جانب شما قابل كنترل است و اجازه دهيد ساير امور در مسير خود حركت كنند. فقط به مسائلي بپردازيد كه در «حلقه نفوذ» شما قرار دارند. مشكلاتي كه در «حلقه نگراني» قرار دارند و ما نفوذي روي آنها نداريم، تنها بر غصه‌هاي ما افزوده و روحيه ما را ناتوان‌تر مي‌كنند.

نگذاريد نگراني‌هاي بي‌مورد و مشكلاتي كه حلّ آنها از حوزه عمل شما خارج هستند، عمرتان را تباه كنند.

لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :


منفي‌باف‌ها...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

منفي‌باف‌ها

منفي‌ها همه‌جا هستند. بعضي‌ها علي‌رغم اين‌كه شما را در چاه مي‌اندازند، نيت بدي ندارند. مابقي هم افراد حسودي هستند كه نه‌تنها براي بهبود وضع خود تلاش نمي‌كنند، بلكه ظرفيت ديدن پيشرفت ديگران را هم ندارند. آنها دوست دارند زمين خوردن شما را ببينند، نه بلند شدن‌تان را.

«س.ا» يكي از دانش‌آموزان خوبی بود كه حتي موفق به گرفتن ديپلم خود هم نشد، اما وقتي فهميد «م.ر» كه او را تشويق به ترك تحصيل و بي‌ارزش بودن درس خواندن براي دختران مي‌كرد، در يكي از بهترين مدارس غيرانتفاعي درس خوانده و الان هم بي‌سروصدا دانشگاه مي‌رود، بسيار افسرده و گوشه‌گير شده است.

كساني كه براي‌تان آيه يأس مي‌خوانند، خودشان هميشه افراد ناموفقي بوده‌اند. آنها از لحاظ كارايي بسيار معمولي و يا در سطح پايين هستند. نظرات آنها مانند سم است. در برابر مردمي كه مي‌خواهند به شما به‌قبولانند كه ناتوان هستيد، موضع دفاعي بگيريد. نصيحت‌هاي منفي آنان، تنها رجزخواني‌هايي است كه در واقع موفقيت شما را اثبات مي‌كنند. اجازه ندهيد منفي‌باف‌ها نقشه‌اي كه براي كسب موفقيت داريد، نابود كنند.

منفي‌ها همه جا حضور دارند و به‌نظر مي‌رسد از بي‌اثر كردن اقدامات مثبت ديگران، خوشحال مي‌شوند. آنها می‌خواهند همه را مثل خودشان بکنند تا کسی بالاتر از آنها نباشد که برای‌شان موجب سرکوفت شود.

دوستان و نزديكان خود را از ميان افراد ناجوربين و منفي‌نگر انتخاب نكنيد. اين افراد براي مشورت در امور مهم مناسب نيستند، زيرا امواج فكري آنها شما را هم سياه مي‌كند. اگر با آدم‌هاي تنگ‌نظر دوست شويد، كم‌كم خودتان هم به يك آدم تنگ‌نظر مبدل مي‌شويد. با افراد بلندنظر و بزرگ‌منش كه به مسائل مثبت علاقه دارند، معاشرت كنيد.

 

مَن صَحِبَ جاهلاً نَقَصَ مِن عَقله.

هر که يار و همراه جاهل گردد، از عقلش کاسته شود. (مولا علي(ع))


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :


توطئه غيرعمد...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

توطئه غيرعمد

چندي پيش در روزنامه مطلبي را خواندم كه برايم جالب بود. نوشته بود كه هم‌صحبتي دختران با هم، تأثير زيادي در افسرگي و مشكلات روحي و رواني آنها دارد! اين تيتر ابتدا مرا شوكه كرد، چون دختران جوان نياز عميقي به هم‌صحبت، خصوصاً با گروه‌هاي هم‌سال خود دارند. اما با اندكي تفحص متوجه شدم كه واقعاً به نكته مهمي اشاره كرده است.

زيرا ذهن هر فردي بي‌چون‌وچرا برنامه‌ريزي مي‌شود. مادران، پدران، معلمان، دوستان و افرادي كه در زندگي هر فرد نفوذ دارند، طراحان و برنامه‌ريزان ذهن ناخودآگاه او هستند. آنان متأسفانه بدون توجه به تأثيرات زيان‌بخش و بار القايي منفي‌بافي‌ها خود، ذهن ديگران را با اطلاعات ناهنجار و برنامه‌نويسي‌هاي منفي پر مي‌كنند.

موارد بسياري پيش آمده كه گروه دوستان، شاگرد خوبي را از درس و كلاس دل‌زده كرده‌اند! و يا با منفي‌بافي‌های ناخواسته و نااميدي‌هاي خود انگيزه تمرين و پيشرفت را از قهرمانان به‌نام گرفته‌اند! يا حتي بسياري از دختران تحت تأثير اين‌گونه ياوه‌گويي‌ها از تشكيل زندگي و ازدواج وحشت دارند!

«ن.ب» از بچه‌هاي مطرح استان و بسيار فعال بود. اما مدتي است كه ديگر به‌طور جدي در كلاس حاضر نمي‌شود و حتي در تمرينات تيم و مسابقات هم شركت نمي‌كند، وقتي با او صحبت كردم، متوجه شدم كه عامل اصلي بي‌انگيزگي او، دوستاني هستند كه دور وبر او را گرفته و به عناوين مختلف وقتش را پر مي‌كنند. حالا او هم كه روزي الگوي ديگران بود، به بقيه مي‌گويد: «ول كن بابا، اين همه مدال آورديم به چه دردي خورد؟ خسته شدم! مي‌خوام شاد باشم!»

آنها اغلب در جمع‌هاي خودماني ساعت‌ها مي‌نشينند و از اين و آن غيبت مي‌كنند و دست آخر با تخريب روحي و رواني يكديگر ناخواسته موجب افسردگي، ناراحتي اعصاب و نااميدي هم مي‌شوند.

 

مولاي متقيان، حصرت علي(ع) مي‌فرمايند:

زبان درنده‌اي است كه اگر رها شود همه را مي‌درد.


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :


بذاريد مغزمتون راحت باشه...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

بذاريد مغزتون راحت باشه

هميشه سعي كرده‌ام از منفي‌گويي و منفي‌بيني خودداري كنم. اما نگرش مثبت به معناي ترك واقع‌بيني هم نيست. بلكه بايد از درون حقايق، نكات مثبتي را كشف كرد تا بتوان از فرصت‌هاي ايجاد شده بهترين بهره را براي موفقيت برد.

نكته‌اي كه امروز مي‌خواهم درباره آن صحبت كنم، مشكل عدم مطالعه در بين ورزش‌كاران و خصوصاً قشر مربي است كه حداقل انتظار مي‌رود با افزايش دانايي و توانايي‌هاي خود، به انتظاراتي كه از آنها مي‌رود، پاسخ داده و در مقام يك مربي, جواب‌گوي نيازهاي كاري خود باشند.

مدت زيادي است كه كتاب‌هاي خود را براي چاپ و نشر آماده كرده‌ام، اما همسرم كه زحمت پيگيري مراحل اداري و انتشاراتي آن را قبول كرده بود، پس از تحقيق و مشورت‌هاي زياد به اين نتيجه رسيد كه بازار كتاب و خصوصاً كتاب‌هاي ورزشي رونق چنداني ندارد. و پس از چند ميليون هزينه و صرف وقت و انرژي زياد، مهم‌ترين مشكل‌مان توزيع و پخش آنها خواهد بود، آن هم با چك‌هاي مدت‌داري كه با اين قانون چك، معلوم هم نيست وصول شوند؟ (البته غيراز كتاب‌هايي كه انتظار دارند رايگان هديه داده شوند) و اين تازه شروع ماجرا است ...

اخيراً يكي از مربيان گرانقدر استان یعنی آقاي «محمدحسين رباني» كتابي جامعي به نام «تكواندو پومسه» چاپ كرده‌اند كه مطالعه آن را به تمامي ورزشكاران علاقمند به تكواندو و مربيان اين رشته، توصيه مي‌كنم. ايشان با بزرگواري براي تمامي مربيان استان يك نسخه هديه دادند و در مقابل, علاقمند به همكاري و ارائه پيشنهاداتي در جهت بهبود كار خود بودند. اين حداقل بهايي بود كه مي‌شد براي كار باارزش ايشان پرداخت.

با توجه به جمعیت بالای خانواده تکواندو در کشور و وجود اساتید رده بالا به‌خصوص در بین آقایان؛ واقعاً کار علمی, بسیار کم انجام می‌شود و بنابه‌هر دلیل؛ کتب, مجلات و مقالات علمی و کاربردی ناچیزی هم به دست علاقمندان نمی‌رسد. حالا که یک نفر شجاعت حرف‌زدن داشته, نباید با بی‌مهری و حسادت با او برخورد کرد. حتی یکی از مربیان خارج از استان با دان 7 به‌جای حتی یک کلمه «خسته‌نباشی» به ایشان گفته بود «به‌نظر من یه‌جا در فرم‌ها فلان اسم را نباید می‌نوشتی, بهتر بود اسم حرکت رو .... می‌نوشتی. به‌همین خاطر من این کتاب رو به شاگردام نشون ندادم!!!»

من پيشنهاد دادم كه در مسابقات و آزمون‌هاي استان، اثر ايشان معرفي و ارائه گردد و به اين ترتيب، علاوه بر رشد سطح علمي و فني استان، در فروش كتاب‌ها نيز كمك كرده باشيم، اما نتيجه ما را بسيار متأثر كرد! زیرا با جواب‌های غیرمنتظره از کسانی که انتظارش را نداشتیم مواجه شدیم! رده‌هاي پايين نيازي به داشتن كتاب احساس نمي‌كنند و رده‌هاي بالا هم شأن خود را بالاتر از اين چيزها مي‌دانند، حتي از رده‌هاي بالا، ارشدها و مربيان جواب‌هاي زير را مي‌شندیم:

·         استاد كي 2000 تومن مي‌ده به كتاب؟

·         من هروقت لازم داشتم از بچه‌ها قرض مي‌گيرم!

·         استاد ما حتي كتاب‌هاي درسي خودمون رو نمي‌خونيم، تا چه برسه به اينا؟

·         همين‌كه بدن‌مون فعاليت مي‌كنه بسه! استاد بذاريد مغزمون راحت باشه!

·         يكي از مربيان مي‌گفت: تو باشگاه‌مون يكي هست، بعضي وقتا كه سوتي دادم، مي‌رم يواشكي بازش مي‌كنم و اشكالاتم را رفع مي‌كنم.

 

واقعاً از اين‌همه بهانه‌تراشي دلخور شده بودم، همه را جمع كردم و گفتم كه «واقعاً خودتون از اين حرف‌ها خنده‌تون نمي‌گيره؟ شمايي كه هر دفعه به پيتزافروشي مي‌ريد، چندتا از اين هزارتوماني‌ها خرج شكم يا بهتر بگم «خندق بلا» مي‌كنيد، حاضر نيستيد يه پيتزا هم براي مغزتون بخريد؟»

اگرچه تعداد زیادی از اين كتاب فروش رفت. اما اين تجربه براي من حاوي درس‌هاي مهمي بود.

اولين باري كه گزارش دانشکده تربيت‌بدني دانشگاه ميشيگان آمريكا را خواندم كه نوشته بود 90 درصد ورزشكاران «خشك‌مغز» هستند، خيلي به من برخورد! البته در ادامه مقاله توجيهات علمي زيادي براي اين ادعا آورده بودند، اما قبول آنها براي من نياز به تجربيات و بررسي‌هاي بيش‌تري داشت و شايد اين هم يكي از آن تجربيات باشد...

البته اين تجربه منحصر به خانم‌ها نمي‌شود، زيرا آقاي رباني از وجود وضعيت مشابه در باشگاه‌هاي آقايان هم گله‌مند بود و حق هم دارد. سال‌ها زحمت و بي‌خوابي و نوشتن و تايپ و چاپ، بهايش اين‌همه بي‌مهري و كم‌لطفي نيست!

به اين ترتيب واضح است كه فقط كتاب‌هايي مختصر فروش پيدا مي‌كنند كه به‌درد آزمون بخورند و چندتايي اصطلاحات و فرم در آن آمده باشد. آن هم امروزه به‌قدري جزوات مختلف معتبر و نامعتبر در دست شاگردان زياد است كه جا براي كتاب نمي‌ماند!

اين مشكل (يعني عدم مطالعه و استقبال از مطالب جديد) موجب شده است كه آثار، تجربيات و تأليفات اساتيد بزرگ، منتشر نشده و در سينه‌ها مدفون گردد. بي‌دليل نيست كه نشريات و مجلات هم براي زنده ماندن و فروش حداقل، به خبرسازي، تيترهاي جنجالي و حاشيه‌ها پرداخته و با رويكرد تجاري، خالي از مطالب مفيد و علمي هستند.

توصيه اول من به خودم و ديگران، بهره‌گيري از نشر الكترونيكي و وبلاگ‌نويسي است تا هم حداقل هزينه را داشته باشند و هم مخاطبان خود را به راحتي در سراسر جهان بيابند. زيرا كساني كه علاقمندند, به وبلاگ آمده و ديگر نيازي نيست ما دنبال مشتري براي ارائه آثار خود باشيم.

توصيه دومم هم به افزايش مطالعه و فراگيري دانش و تجربيات ديگران است. زيباترين سخن را پيامبر گرامي اسلام فرمودند كه

 

«اطلبوا العلم من المهد الي الحد»

ز گهواره تا گور دانش بجوي

 

«اطلبوا العلم حتي بالسين»

علم را بياموزيد حتي اگر در چين باشد (دورترين و ناشناخته‌ترين سرزمين‌ها)

لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :


با ترس آشنا شویم...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

با ترس آشنا شویم

ترس‌ها معمولاً اختلالات مزمن شديد و رنج‌آوري هستند كه مردم را از انجام تلاش‌هاي روزانه و سرزدن به جاهاي عادي باز مي‌دارند و ممكن است به ناراحتي‌هاي شديدي هم‌چون افسردگي بينجامند. در واقع، حداقل نيمي از مبتلايان به ترس‌ها افسرده‌اند. اعتياد، احساس شرمساري و سرافكندگي و اعتماد به نفس كم، نيز اغلب با اين بيماري پديدار مي‌گردند. به طوري كه برخي افراد نمي‌توانند بدون همراهي كسي، قدم از خانه بيرون گذارند و يا به كاري دست بزنند.

 

حمله ترس

حمله ترس يعني واكنش مهارنشدني در برابر موقعيت‌هاي معمولي و بي‌خطر. فرض كنيد وارد زمين مسابقه شده‌ايد كه ناگهان قلب‌تان تند مي‌زند و قفسه سينه‌تان درد مي‌گيرد، خيس عرق سرد مي‌شويد و حس مي‌كنيد كه گويي در آسانسور در حال  سقوط هستيد. يا  فرض كنيد با شنيدن صدايي، ناگهان  متوجه مي‌شويد آنچه كه در پيرامونتان هست ، تار و نامشخص ديده مي شود. نمي توانيد بگوييد در كجا هستيد، احساس برافروختگي مي‌كنيد. اينها علائم حمله ترس هستند كه عبارتند از: عرق‌ريزي، برافروختگي ، احساسات سركوب‌شده و پنهان، ضربان شديد قلب، تنفس دشوار، لرزش تن، درد قفسه سينه، غش، بي‌حسي و كرختي، تهوع، احساس ضعف.

 

 

چگونه از ترس‌ها پيشگيري كنيم؟

·         پيش‌بيني موقعيت‌هاي ترس‌آور احتمالي به افراد كمك مي‌كند خود را براي روبه‌رو شدن با آن موقعيت‌ها آماده نمايند. البته همه موقعيت‌هاي ترس‌آور را نمي‌توان پيش‌بيني كرد، اما برخي از آنها، مانند رعدوبرق يا تاريكي را مي‌توان شناخت تا هنگام مواجه شدن با آن وحشت زده نشويم.

·         قرارگيري در موقعيت‌هاي مختلف به مردم كمك مي كند كه رفتار و پندار مناسبي داشته باشند. بيماران ياد مي‌گيرند كه هنگام رويارويي با موقعيتي ترسناك، دريابند كه چندان خوف و واهمه‌اي در كار نيست  و به تدريج  با هر چيزي كه برايشان وحشتناك باشد، خو مي‌گيرند.

·         عادت‌هاي زندگي سالم به افراد در غلبه براختلال ترس، كمك مي‌كند. ورزش، برنامه غذايي مناسب و متعادل و آموختن طريقه كاهش فشار رواني همگي اهميت دارند.

خانواده، دوستان و كساني كه از بيماري شما باخبرند و يا خود دچار آن هستند، باعث مي‌شوند كه درمان‌تان با موفقيت بيشتري همراه باشد. بنابراين بايد آنان را در جريان برنامه درماني خويش قرار دهيد و راه‌كارهايي را كه بدان وسيله مي‌توانند به شما كمك كنند، به آنها  يادآور شويد.


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :


با استرس آشنا شويم...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

با استرس آشنا شويم

عموماً استرس ناشي از لزوم سازگاري جسماني، رواني، و هيجاني ما با تغييرات است. منظور از «تغييرات» صرفاً فرايندهاي منفي نيست. براي مثال، اگر پس از مدت‌ها تمرين وتلاش، قهرمان شده و به موفقيتي كه منتظر آن بوديد برسيد، خوشحال و هيجان‌زده مي‌شويد، اما اگر اين موفقيت را زماني كسب كنيد که انتظار آن را نداشته باشيد، يا خود را سزاوار آن ندانيد، از بروز چنين تغييري دچار اضطراب و استرس خواهيد شد.

استرس مترادف و هم معناي کار و مسئوليت زياد يا انجام مسابقات متعدد نيست، زيرا در اين صورت هيچ کس را نمي‌توان يافت که زندگي عاري از استرس داشته باشد. اگرچه افرادي هستند که کارهاي زياد و مسئوليتهاي بزرگي برعهده آنها است، اما دچار استرس نميشوند و با مسائل به خوبي کنار ميآيند. استرس تنها ناشي از شرايطي نيست که ما با آن مواجه هستيم، بلکه بيشتر حاصل نگرش ما در برخورد با آن موقعيت است. از همين رو، ميتوان گفت واكنش‌هاي متفاوت افراد در برابر استرس، به نگرش آنها بستگي دارد. مثل اين که در قطاري باشيد که مسافران زيادي دارد، ناگهان قطار متوقف ميشود. اگر در آن لحظه به مسافران توجه کنيد، عدهاي را بيتفاوت، عدهاي را ناراحت و تعدادي از مسافران را هم مضطرب و نگران خواهيد يافت.

 

 

 

واكنش‌هاي دفاع رواني در مقابل استرس

همه ما نيازمند توازن جسماني و هيجاني هستيم؛ هنگامي که احساس خوشحالي و راحتي ميکنيم اين توازن برقرار است، اما زماني که تغييرات ناخوشايندي برايمان پيش ميآيد، اين توازن به خطر ميافتد. به منظور ايجاد مجدد توازن، ما معمولاً واكنش‌هاي خاصي از خود نشان ميدهيم که هانس سليه (Hans Selye) در کتاب خود به نام «استرس زندگي» از اين واكنش‌ها به عنوان نشانههاي انطباق عمومي (G.A.S) ياد کرده است. بلافاصله پس از مواجهه يک فرد با عوامل استرسزا، اين نشانهها در فرد ظاهر ميشود:

1)      اعلام خطر Warning: در اين مرحله بدن با افزايش فشارخون، ترشح آدرنالين و انقباض عضلات، آماده مقابله ميگردد. به محض اين که با شرايط استرسزا برخورد ميکنيم، پاسخ اوليه ما در مقابل استرس به صورت «جنگ‌وگريز» آشکار ميشود. در اين وضعيت، ميزان تنفس و ضربان قلب براي استفاده مغز و عضلات افزايش مييابد، فشارخون بالا رفته، قند بيشتري براي توليد انرژي اضافي آزاد ميشود، انقباض عضلاني بيشتر شده، بزاق دهان کم ميشود و ميزان تعريق بدن افزايش مييابد. تمام حواس ما فعال ميگردند و آدرنالين و کورتيزول به منظور آمادگي هر چه بهتر در بدن آزاد ميشوند. اين پاسخهاي فيزيولوژيکي خودکار بسيار مفيد بوده و براي ما چون اعلام وضعيت خطر است؛

2)      مقاومت Resistance: تمام واكنش‌هاي جسماني و رواني افزايش مييابد تا فرد بتواند براي مقابله با عوامل استرسزا آماده شود. البته هر فرد تا حد معيني قدرت تحمل و مقاومت در برابر عوامل استرسزا را دارد و بعد شخص وارد سومين مرحله ميشود.

3)      فرسودگي Exhaustion: تصور اين مسئله چندان دور از ذهن نيست، که اگر مدت زمان مقاومت شما در برابر عوامل استرسزا به درازا کشيده شود، توان شما تحليل ميرود و بيمار خواهيد شد. اگر شما مجبور باشيد هر روز با يک مربي پُرتوقع روبهرو شويد که هميشه در حال انتقاد است و هيچگاه لب به تشويق نميگشايد، نهايتاً از پاي درخواهيد آمد. اگر شما دائمأ در تمرين و مسابقات دچار آسيب‌ديدگي شويد، به زودي از ورزش زده خواهيد شد. به طور کلي، اگر استرس براي مدت طولاني و به طور دائم وجود داشته باشد باعث بروز ناراحتي هيجاني و جسماني مي شود.

 

خلاصه

·         استرس، ناشي از نياز ما به ايجاد توازن در مقابل تغييرات است.

·         استرس مثبت در حد کم لازم و ضروري است.

·         سه مرحله استرس عبارتاند از: اعلام خطر، مقاومت و فرسودگي.

·         بعضي افراد با نگرش‌هاي خاص خود، بيشتر از ديگران دچار استرس ميشوند.

·         استرس منفي در دراز مدت منجر به بيماري جسمي و رواني ميشود.

·         هنگام شروع استرس، واکنشهاي فيزيولوژيکي خاصي در فرد ايجاد ميشود تا به ما در سازگاري هر چه بهتر با موقعيتهاي مخاطرهآميز کمک کنند.

·         حتي فکر کردن به يک مسئله خاص نيز ميتواند، باعث ايجاد واکنشهاي فيزيولوژيکي مربوط به استرس شود.


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :


خود را متعهد كنيد...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

خود را متعهد كنيد

«فائزه» از شاگردان با تجربه و خوب است. در مسابقات انتخابي قهرماني كشور به او گفتم: «تو دان 3 هستي و تجربه زيادي هم داري. نبايد يك كمربند مشكي براحتي با تو بازي كند. مي‌خواهم در همان راند اول بازي را تمام كني!!!» او با قاطعيت ايستاد و گفت «استاد مطمئن باشيد!!! قول مي‌دم» و در كمتر از يك دقيقه با چند ضربه بازي را تمام كرد.


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :


بيماري‌هاي افكار منفي...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

بيماري‌هاي افكار منفي

افكار منفي موجب تضعيف دستگاه ايمني بدن مي‌گردند و ترس‌ها، اضطراب‌ها، عصبانيت‌ها و بيماري‌هايي چون آنفلوآنزا، وبا، سل و سرطان را تشديد مي‌كنند. تجزيه‌وتحليل امواج مغزي بتا، نشان‌دهنده تضعيف سيگنال‌هاي مغزي و دستگاه ايمني بدن، در نتيجه افكار منفي مي‌باشد. در نتيجه تعادل سيستم‌هاي حياتي بدن دچار اختلال شده و سلامتي انسان را تهديد مي‌كند. براساس آمارهاي دقيق رسمي، فقط در آمريكا هر سال بيش‌از 000/000/2 نفر به علت عوارض استرس ناشي از افكار منفي مي‌ميرند. يعني هر 15 ثانيه يك نفر!

از مردان و زنان جوان بسياري كه دچار مرگ زودرس شده‌اند، كودكان خردسالي بجا مي‌ماند كه آنها نيز لطمه خواهند ديد. دكتر «ساموئل لوين» متخصص برجسته و نامدار قلب، در سال 1963 به نكته مهم و جالبي اشاره كرده است: «من متوجه شدم كه در خانواده بيماراني كه آنها را درمان مي‌كردم، فرزندان نسل بعدي آنها در سنين كمتري به همان بيماري مبتلا مي‌شوند. تقريباً 13 سال كمتر از سن ابتلاي پدر و مادر خود!»

اين بيماري‌ها ارثي نيستند! بلكه آموزش روش‌هاي غلط زندگي و نگرش منفي از والدين به كودكان ارث مي‌رسد! چند دهه قبل، متوسط سني بيماري‌هاي قلبي‌عروقي، دهه 40 سالگي بود، اما اكنون به دهه 20 سالگي و يا حتي دهه 10 سالگي رسيده است! اين روزها براي پزشكان و كادر بيمارستان‌ها، رويارويي با بيماران بسيار جواني كه دچار سكته قلبي يا مغزي شده‌اند، بسيار عادي است!

البته تغذيه نامناسب، كاهش تحرك و ورزش نكردن، مشكلات خانوادگي و استرس‌ها، زمينه‌ساز اين بيماري‌ها هستند، اما عامل اصلي كه نقش ماشه تحريك‌كننده را دارد، افكار منفي و نگرش منفي است. بنابراين با توصيفي كه از بيماري‌هاي سايكوسوماتيكي (روان تني) شده، اقدامات زير براي پيشگيري از ابتلا به اين بيماري‌ها در خود و خانواده، الزامي است:

1)      قطع رابطه و دوري از افراد كج‌انديش، منفي‌باف، بدخواه و بدبيني كه باعث ايجاد تنش و مشغله فكري در انسان مي‌گردند و هم‌نشيني با افراد مثبت‌انديش كه موجب تقويت روحيه و قواي فرد مي‌شوند.

2)      سكونت در مكان‌هايي با هواي سالم و پاكيزه و تا حدّ امكان، دوري از مكان‌هايي كه براي انسان خاطرات ناخوشايندي دارند.

3)      عدم مطالعه صفحه حوادث روزنامه‌ها و شنيدن خبر يا ديدن تصاوير قتل، جنايت، فساد و موضوعات منفي كه تأثيرات بسيار مخربي بر ذهن دارند.

4)      فكر نكردن در مورد مسائل ناخوشايند و عدم تمركز بر خاطرات منفي گذشته. در مقابل روي جنبه‌هاي مثبت و دل‌پذير خاطرات خود توجه نماييد.

5)      پرداختن به ورزش‌هاي هوازي نظير كوه‌نوردي، دوچرخه‌سواري، پياده‌روي و پرهيز از ورزش‌هايي كه با استرس كاذب همراه هستند، نظير فوتبال.

6)      پرهيز از غذاها و نوشيدني‌هاي محرك، شيميايي و گوشتي، نظير چاي غليظ، قهوه، نوشابه، سوسيس، پيتزا، غذاهاي صنعتي و نوشيدني‌هايي با اسانس شيميايي. درمقابل استفاده زياد از غذاها و نوشيدني‌هاي طبيعي.


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :


خود ويرانگري...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

خود ويرانگري

اخيراً مقاله‌اي را با عنوان «خود ويرانگري» مطالعه مي‌كردم كه آمار سرسام‌آوري از «خودكشي» و «اقدام به خودكشي» در آن ذكر شده بود. در ادامه شواهد تكان‌دهنده‌اي ارائه شده كه نشان مي‌داد ميليون‌ها نفر از مردم نيز خود را به‌تدريج و بي‌سروصدا از بين مي‌برند. آنها اگرچه «خودكشي» نمي‌كنند، اما به تخريب شخصيت و روان خود پرداخته و پيوسته در جستجوي راه‌هايي براي تحقير، تنبيه و خواركردن خود هستند.

انسان مي‌تواند از هر واقعة ناخوشايندي يك هيولاي ذهني بسازد. شكست‌ها، بي‌مهري‌ها، سرمايه‌گذاري‌هاي ناموفق و مشكلات شغلي، هركدام هيولايي هستند كه به نابود كردن انسان‌هاي سرخورده مي‌پردازند. مسلم است كه اگر هر فكر منفي با يادآوري‌هاي مكرر تقويت شود، مي‌تواند با تبديل شدن به يك هيولاي ذهني، اعتمادبه‌نفس و شخصيت فرد را خرد كرده و او را به مشكلات روحي/رواني مبتلا كند.

هركسي در مسير زندگي و پيشرفت خود بردها و باخت‌هاي زيادي را تجربه مي‌كند. اين فرآيند لازمه رشد است. اگر مبارزي علي‌رغم به‌كار بردن تمامي تلاش خود، در ميدان مسابقه ببازد، نبايد اجازه دهد هيولاي ترس و نااميدي بر او غلبه كرده و او را ببلعند. در پشت هر پيروزي، شكست‌هاي زيادي نهفته است. مسلماً حريف برنده نيز زحمت زيادي كشيده و با تلاش بسيار به اين مرحله رسيده است. بنابراين به‌جاي تمركز بر عواقب باخت، به توانايي‌ها و علل بُرد حريف توجه كرده و سعي در اصلاح روش‌هاي خود كنيد.

 

پيش از آن‌که عادت بدي در تو قوي شود، برآن غلبه کن.

زيرا اگر نيرومند شود، مالک تو گردد و تو را به هر سو که بخواهد بکشاند

 و تو توانايي برابري با آن را نخواهي داشت. (مولا علي(ع))


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :


برچسب‌ها را عوض كنيد!...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

برچسب‌ها را عوض كنيد!

اگر بخواهيد براي مسابقه آماده شويد، عصبي مي‌شويد؟ دل پيچه مي‌گيريد؟ تنفس‌تان تند مي‌شود؟ ضربان قلب‌تان بالا مي‌رود؟ دست‌تان مي‌لرزد؟ اين احساسات سال‌ها زندگي عده‌اي را مختل مي‌كند. اما كسان ديگري ياد گرفته‌اند كه چگونه از اين احساسات به سود خود استفاده كنند. من اين احساسات جسمي را «هيجان» مي‌نامم نه «ترس!» و آنها را براي ايجاد آمادگي، طبيعي و مثبت مي‌شمارم. اين احساسات به انسان يادآور مي‌شوند كه هم اكنون بايد برنامه بسيار جالبي را براي هزاران نفر اجرا كند. بالا رفتن ضربان قلب دشمن انسان نيست، بلكه حامي او است.

اين بار كه در مركز توجه جمعي قرار گرفتيد يا خود را براي مسابقه آماده مي‌كنيد و ميزان آدرنالين خون‌تان بالا رفت، نام آن را «هيجان» بگذاريد نه ترس. وقتي بر چسب خاصي به چيزي زديم نسبت به آن، احساس خاصي هم پيدا مي‌كنيم.


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :


ذهن خود را روي هدف متمركز كنيد...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

ذهن خود را روي هدف متمركز كنيد

اگر تاكنون اتومبيل يا وسيله تازه‌اي خريده باشيد، متوجه شده‌ايد كه پس از خريد، مشابه آن در همه جا مشاهده مي‌كنيد. البته آن اشياء قبل از آن هم در اطراف شما وجود داشته‌اند، اما متوجه آنها نمي‌شده‌ايد. موضوع ساده است: بخشي از مغز مسئول است تا كليه اطلاعات را فيلتر كند و فقط آنچه را كه براي بقا و يا موفقيت ضروري است وارد ذهن نمايد. بسياري از چيزها در اطراف‌تان وجود دارند كه به كار موفقيت و عملي شدن روياهاي شما مي‌آيند، اما متوجه وجود آنها نمي‌شويد. زيرا هدف‌هاي خود را به روشني تعريف نكرده‌ايد و به عبارت ديگر به مغز خود نياموخته‌ايد كه آن‌چيزها داراي اهميت هستند.

پس از آن‌كه هدف‌ها يا امور مهم را به ذهن خود يادآور شديد، نوعي فيلتر ذهني به نام (سيستم فعال كننده شبكه ذهني) به كار مي‌افتد. اين بخش از ذهن مانند آهن‌ربا عمل مي‌كند و كليه اطلاعات و فرصت‌هايي را كه ممكن است موجب موفقيت سريع و رسيدن شما به هدف شود جذب مي‌نمايد. بكار انداختن اين كليد نيرومند عصبي، مي‌تواند ظرف چند روز يا چند هفته، شكل زندگي شما را واقعاٌ دگرگون كند.

براي درك نيروي تمركز و توجه، بهترين مثالي كه مي‌توان ذكر كرد، مسابقات اتومبيل‌راني سرعت است. وقتي اتومبيل شما منحرف مي‌شود و به سوي ديوار مي‌رود، عكس‌العمل طبيعي معمولاٌ اين است كه حواس‌تان را به ديوار جمع مي‌كنيد تا با آن برخورد نكنيد. اما اگر توجه‌مان را به چيزي جلب كنيم كه از آن وحشت داريم، بطور قطع همان بلائي را كه از آن مي‌ترسيم ، به سرمان مي‌آيد. مسابقه‌دهندگان حرفه‌اي مي‌دانند كه به هر طرف توجه كنند، اتومبيل به‌طور ناخواسته به همان طرف منحرف مي‌شود. به اين جهت اين رانندگان كه دائماٌ جان‌شان در خطر است سعي مي‌كنند به محض مواجه شدن با اين خطر، به‌جاي نگاه كردن به ديوار يا دره، به جاده اصلي توجه كنند.

خود من هميشه با رانندگي در شب مشكل داشتم. وقتي ماشين مقابل با نور بالا به‌طرف من مي‌آمد، نور شديد هميشه چشمم را آزار مي‌داد و امكان ديد را از من مي‌گرفت. من هم هميشه به‌طرف چپ منحرف شده و چندبار نزديك بود تصادف كنم! اما ديگر اين مشكل را ندارم زيرا درصورت مواجه شدن با چنين صحنه‌هايي تمام توجه خود را به جاده و خط‌كشي كنار آن متمركز مي‌كنم تا به راه خود ادامه داده و از جاده منحرف نشوم.

در ورزش هم اين قاعده صادق است. اگر بخواهيم توجه خود را به كمبودها، سختي‌ها و مشكلات متمركز كنيم، ديگر هيچ انرژي و انگيزه‌اي براي ادامه كار نخواهيم داشت. براي مثال ناداوري و اشتباهات در داوري مشكل همه ورزش‌ها است. به‌خصوص در ورزش‌هايي كه نياز به قضاوت داوران مي‌باشد. زيرا در ورزش‌هايي نظير وزنه‌برداري، يا ورزشكار وزنه را بالاي سر مي‌برد و يا نمي‌تواند. درهر حال قضاوت چندان پيچيده نبوده و اعمال نفوذ نيز كم‌تر خواهد بود. مشكل داوري يك مشكل هميشگي در ورزش‌هاي رزمي است كه بايد به آن توجه شود. اما راه حل آن در اختيار ورزشكاران نيست! نبايد به اين دليل كه داوري اشكال دارد، ورزش را كنار گذاشت!

شكل زندگي ما بيش از هر چيز، بسته به اين است كه چگونه با مشكلات خود كنار بيائيم. افراد موفق، معمولاٌ مشكلات را امري گذرا مي‌بينند، در حالي‌كه اشخاص شكست خورده، كوچك‌ترين مشكل را، امري هميشگي مي‌پندارند. اگر چنين فكر كنيم، اولين قدم را برداشته‌ايم تا در دامي كه روانشناسان آن را (ناتواني آموخته) مي‌نامند بيفتيم.

افراد خوشبين، از شكست‌هاي خود درس مي‌گيرند و طرز فكر خود را صلاح مي‌كنند. افراد بدبين، شكست‌ها را به ذات خويشتن نسبت مي‌دهند و تصور مي‌كنند كه شكست، جزو خصوصيات ذاتي آنها است. بنابراين آن را پذيرفته و با شكست زندگي مي‌كنند.


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :


قدرت تمركز...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

قدرت تمركز

بروس‌لي با 173 سانتي‌متر قد و كمتز از 60 كيلوگرم وزن، مي‌توانست نيروي خارق‌العاده‌اي را در مشت خود ايجاد كند. يكي از نمايش‌هاي او «مشت يك اينچي» بود. او مشت خود را در فاصله يك اينچ (5/2 سانتي‌متر) از حريف نگه‌داشته و با يك ضربه او را به عقب مي‌راند. يك روز كه در حياط منزل بروس به من تعليم مي‌دارد، يكي از دوستانم كه كمربند مشكي جودو داشت و وزنه‌بردار خوبي هم بود، براي تماشاي تمرينات ما آمد و در سكوت ما را تماشا مي‌كرد. از آنجا كه استاد جوان من چندان درشت هيكل و قوي به‌نظر نمي‌آمد، تصميم گرفت بروس را امتحان كند. بنابراين گفت: «اگرچه حركات شما سريع و جالب هستند، اما من مي‌خواهم قدرت آنها را هم ببينم» بروس نپذيرفت اما او سرسختانه اصرار بر مبارزه داشت.

بروس‌لي از دوستم خواست تا با فاصله 5/1 متر از لبه استخر بايستد و درحالي كه مشت خود را روي سينه قوي دوستم مي‌گذاشت، گفت: «آماده باش و خودت را محكم نگه‌دار. با اين ضربه مشت پرت خواهي شد» سپس مشت خود را از فاصله كمتر از 3 سانتي‌متر به او زد، به‌گونه‌اي كه وي به داخل استخر پرت شد.

دوستم از پلكان استخر بالا آمد و با شرمندگي اجازه خواست تا خود را در حمام خشك كند. من هم به دنبال او رفتم و ديدم در كنار وان حمام نشسته و به سختي نفس مي‌كشد. او در حالي كه سينه خود را وارسي مي‌كرد، گفت: «باورم نمي‌شد، احساس كردم با يك چكش به من زدند» بروس‌لي بعداً توضيح داد: «من با حفظ آرامش، تمام نيروي خود را در مشتم جمع كردم. براي اين‌كه بتوانيد نيروي خود را جمع كرده و قدرت زيادي را ايجاد كنيد، بايد كاملا آرام باشيد. سپس فكر و قواي ذهني خود را براي وارد كردن ضربه به هدف متمركز نمائيد»


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :


شش راز موفقيت...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

شش راز موفقيت

تقديم به دوست خوبم خاطره:

 

راز اول موفقيت: ياد بگيريد كه چگونه با شكست و نااميدي مبارزه كنيد:

براي اين‌كه موفق باشيد، بايد با شكست‌ها كنار آمده و آنها را تحت كنترل درآوريد. هميشه دلسردي و نااميدي، برداشت‌هاي منفي در ذهن ايجاد كرده و قدرت روحي فرد را تضعيف مي‌كند. بزرگ‌ترين ضرر تفكر منفي، از بين رفتن نظم در كارها است و اگر نظم نباشد، هدف نيز از بين مي‌رود. افراد موفق و پيروز مي‌دانند كه «برد»، سكه‌اي است كه روي ديگر آن «باخت» است. افراد شكست‌خورده كساني هستند كه در همان روي  «باخت» متوقف شده‌اند. آنها اجازه مي‌دهند كه يأس بر آنها غلبه كرده و مانع از برداشتن قدم‌هاي لازم براي رسيدن به موفقيت گردد. در حقيقت موفقيت چيزي نيست جز مجموعه‌اي از ناكامي‌ها. زيرا هر شكستي، مقدمه‌اي براي پيروزي است. هرجا كه موفقيتي ببينيد، انبوهي از شكست‌ها را در مسير آن مشاهده مي‌كنيد و هركس خلاف اين را بگويد، از موفقيت چيزي نمي‌داند.

 

درسي كه انسان از شكست مي‌آموزد، از پيروزي عبرت نمي‌گيرد. (يك ضرب‌المثل ژاپني)

 

مهم‌ترين عامل ايجاد پشتکار، انگيزة رسيدن به هدف و نتايجي است که کسب مي‌کند. اين نتايج ممکن است شکست‌ها يا پيروزي‌هايي باشند که هر کدام به نحوي بر پشتکار شخص در رسيدن به موفقيت اثر ‌دارد. بهاي رسيدن به موفقيت دو چيز است: «تلاش بي‌وفقه» و «تحمل شکست». رسيدن به موفقيت بدون تحمل شکست تقريباً غيرممکن است. بنابراين شما بايد خود را براي اين‌گونه شکست‌ها آماده کنيد، در حقيقت شکست براي يک ورزشکار واژة نامفهومي است. انسان‌هاي موفق كساني هستند که اين حوادث را به عنوان شکست تلقي نمي‌کنند، بلکه به آنها به چشم نتايجي نگاه مي‌کنند که بايد تصحيح شوند و از آنها کسب تجربه کنند. اگر به شکست‌هايي که در راه رسيدن به موفقيت متحمل مي‌شويد، به‌عنوان «بهاي موفقيت» نگاه کنيد، قطعاً به هدف مطلوب خود دست خواهيد يافت.

 

برنده هيچ‌گاه تسليم نمي‌شود و تسليم‌شونده هيچ‌گاه برنده نمي‌شود. (فلورانس کدويک)

 

اگر نگاهي گذرا به زندگي انسان‌هاي مشهور بيندازيم، متوجه خواهيم شد بسياري از آنان از ابتدا توانايي‌ها و قابليت‌هايي متفاوت با مردم عادي نداشتند، بلکه تنها تفاوت آنها اين بوده که هدف‌شان را مي‌شناختند و با تلاش فراوان و پشتکار باورنکردني به سوي هدف‌شان گام برداشته‌اند.

·         انيشتين در دوران دبيرستان شاگرد ممتاز نبود و حتي به زحمت توانست در درس رياضي نمره قبولي بگيرد، اما بعدها نظريات او که دنياي علم فيزيك، ستاره‌شناسي و كوانتوم را متحول نمود.

·       آنتوني رابينز تا سن 22 سالگي در آپارتماني محقر در محله‌اي فقيرنشين زندگي مي‌کرد و نتوانسته بود براي ادامه تحصيل وارد دانشگاه شود، ولي سه سال بعد در 25 سالگي، يکي از صاحب‌نظران و متخصصان روان‌شناسي گرديد. سمينارهاي آموزشي او، شلوغ‌ترين سمينارها و کتاب‌هايش، پرفروش‌ترين کتاب‌ها هستند. او قصري بزرگ در سواحل زيباي «سن‌ديه‌گو» خريده و با همسر و فرزندانش زندگي مرفه‌اي دارد.

·     جيگوروکانو بنيان‌گذارجودو، درجواني داراي جثه‌اي ضعيف بود و اغلب مورد آزار و اذيت همکلاسي‌هايش قرار مي‌گرفت. اما در نهايت سبکي را پايه‌گذاري کرد که سال‌ها است در شمار پرطرفدارترين سبک هاي رزمي قرار دارد.

 

ده‌ها و بلکه صدها سرگذشت مانند اينها مي‌توان نقل کرد. ولي افرادي که از آنها پند بگيرند اندک هستند. اقدام به عمل، مانند گذرگاهي است که با گذشتن از آن، دير يا زود به موفقيت خواهيد رسيد. وقتي تصميم به کاري گرفتيد، زمان رسيدن به هدف‌تان بستگي به ميزان پشتکار و جديت شما دارد. پشتکار يعني تلاش بي‌وقفه، يعني شما بايد به سختي تمرين کنيد. هر روز بيش‌تر از روز قبل، و اين تمرين را تا زمان رسيدن به موفقيت ادامه دهيد. هرگاه دراين راه به مانعي برخورديد، با تمام قوا بکوشيد و تا از آن نگذشته‌ايد دست از تلاش برنداريد.

 

در لحظات تصميم‌گيري است كه سرنوشت شما شكل مي‌گيرد. (آنتوني رابينز)

 

«اديسون» مخترع بزرگي بود كه به‌جز لامپ روشنايي، اختراعات بسياري را براي بشريت به يادگار گذاشت. (در حال حاضر بيش از 6 ميليون اختراع ثبت شده است که «توماس اديسون» با 1093 اختراع، رکورد را در دست دارد) وي براي اختراع لامپ، بيش از 000/10 بار آزمايش كرد و به نتيجه نرسيد. او كه بارها از همة جوانب مورد سؤال قرار گرفته بود، هيچ‌گاه از لغت «شكست» در جملات خود استفاده نمي‌كرد. بلكه هربار كه آزمايش او به نتيجه نمي‌رسيد، با شور و هيجان زياد مي‌گفت: «بچه‌ها! يك‌بار ديگر هم، راهي كه براي آزمايش انتخاب كرده بوديم به هدف نرسيد. فردا راه ديگري را كه به هدف برسد، امتحان مي‌كنيم!» وي كشف كرده بود كه بعضي از راه‌ها به نتايج ديگري ختم مي‌شوند و همين امر موجب كشفيات تازه‌اي مي‌گشت. اديسون مي‌گفت: «اعتقاد به شكست، يكي از راه‌هاي مسموم كردن ذهن است.»

 

اشخاص عادي با تجربه اولين شكست، دست از تلاش برمي‌دارند،

به همين دليل است كه در زندگي با انبوه اشخاص عادي و تنها با يك «اديسون» روبرو هستيم. (ناپلئون هيل)

 

انسان‌هاي زيادي وجود دارند که راه رسيدن به موفقيت را مي‌دانند و از همه  توانايي‌ها وامکانات‌شان براي رسيدن به آن بهره مي‌گيرند. اما پس از اين‌که مدتي گذشت و به نتيجه مطلوب نرسيدند، نااميد شده و راهي را که آغاز کرده بودند، رها مي‌کنند. اين مسئله باعث شده تا خانم‌ها در خيلي از عرصه‌ها، مخصوصا هنرهاي رزمي کمتر موفق باشند. درحالي که اگر واقعاً کمي پشتکار داشته باشند، درهمه کارها موفق‌تر از مردان ظاهر مي‌شوند.

من «خوش‌شانسي» را تلاش زياد همراه با فکر صحيح معنی می‌کنم. (آنتوني رابينز)
Luck = Labor under Correct Knowledge


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :


پروانه تهراني...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

پروانه تهراني

خانم «پروانه محمدتقي‌پور تهراني» مربي تيم ملي بانوان كه اولين مدال مسابقات جهاني بانوان را در 25 سال گذشته كسب نموده است، در مصاحبه خود با روزنامه همشهري 3/8/1381 به نكته جالبي اشاره مي‌كند:

 پروانه تهراني

 

در بوسان، اولين مسابقه‌ام روز شنبه 20 مهرماه 81 بود. در وزن من 16 نفر بودند كه بدترين قرعه هم به من خورده بود. چون مسابقات تك حذفي برگزار مي‌شد، قرعه خيلي مهم است. روزي كه قرعه‌كشي انجام شد، به بقيه گفتند: قرعه‌تان خيلي خوب است. ولي كسي به من چيزي نگفت. به يكي از بچه‌ها استراحت خورده بود و به ديگري بحرين. اما بازي اول من با ويتنام بود.

ويتنام تيم قدرتمندي دارد و حريف من هم نايب قهرمان جهان بود. اما من اين را نمي‌دانستم. وقتي مسابقه تمام شد، بقيه گفتند: «مي‌دوني چه‌كار كردي؟» تازه آنجا فهميدم كه با چه حريف قدري مبارزه داشتم. اين هم يكي از شگردهاي مربيان بود. چون اگر اين را مي‌دانستم، مسلماً طور ديگري مسابقه مي‌دادم. حريف ابهت خاصي داشت و همه او را مي‌شناختند و احترامش مي‌كردند. اما من او را دو بر يك بردم!


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :


ايمان به هدف...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

ايمان به هدف

نمي‌دانم داستان «يك مايل در چهار دقيقه را شنيده‌ايد؟ از هزاران سال پيش مردم اعتقاد داشتند كه بشر نمي‌تواند مسافت يك مايل (1609 متر) را در كمتر از چهار دقيقه بدود. اما در سال 1954 مردي به نام «راجر بانيستر» Roger Bannister اين سدّ اعتقادي را شكست! وي خود را مقيد كرد كه اين ناممكن را ممكن سازد و لذا قبل از آن‌كه ركورد مزبور را بشكند، بارها آن‌را در ذهن خود تمرين كرده و اين كار را به‌قدري تكرار نموده بود كه تصوير روشن و واضحي از موفقيت در ذهن او شكل گرفت و مرجعي براي فرمان‌هاي بي‌چون‌وچرا به سيستم عصبي او شد.

بزرگ‌ترين جنبه موفقيت او اين بود كه راه را براي ديگران باز كرد. زيرا در همان سال 37 نفر ديگر ركورد فوق را پشت سر گذاشتند. در واقع ديگران نيز قبول كردند كه اين كار شدني است و موفقيت وي مرجعي شد براي ديگران تا كاري به‌ظاهر غيرممكن را ممكن سازند. به‌طوري كه در سال بعد (1955) نيز 300 دونده ديگر از مرز چهار دقيقه گذشتند. بانيستر بعد از موفقيت خود گفت:

كليد پيروزي پيش از آن‌كه فيزيولوژيك (جسمي) باشد، سايكولوژيك (رواني) است.

 

پشتكار و تمركز، نتيجه «ايمان به هدف» است. اگر به هدف خود اعتقاد نداشته باشم، چگونه مي‌توانيم با تمام توان آن را دنبال كرده و پشتكار داشته باشيم؟ البته «ايمان» نيز زماني ايجاد مي‌شود كه ما «تصور» خوبي از هدف داشته باشيم. وقتي در ذهن خود نتيجه را ترسيم كرده و «لذت» ناشي از هدف را حس كرديم، مي‌توانيم با ايمان و اعتقادي قوي، به سوي آينده‌اي كه براي خود ترسيم كرده‌ايم، حركت كنيم. بسياري مي‌گويند كه در هر كاري 1 درصد كار و 99 درصد پشتكار لازم است. اما به گفته انيشتين:

نيروي تصور ما، ده بار قوي‌تر از نيروي اراده و پشتكار است.

 

«جان استوارت ميل» درخصوص قدرت اعتقاد مي‌نويسد:

«ايمان و اعتقاد مانند قطب‌نمايي است كه ما را به‌سوي هدف راهنمايي مي‌كند و اگر به‌درستي به كار گرفته شود، بزرگ‌ترين نيرويي است كه منشأ پيشرفت و خوبي مي‌شود. به همين دليل است كه يك انسان با ايمان، معادل صد انسان علاقمند مي‌باشد. عقايدي كه فكر و عمل ما را محدود مي‌كنند، اثرات ويرانگري دارند كه مانع از رسيدن ما به خواسته‌هاي‌مان مي‌شوند.»


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :


من مي توانم...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

من مي توانم

دانش‌آموزي را تصور كنيد كه براي امتحان مهمي آماده مي‌شود. اگر با خود فكر كند: «من نمي‌توانم» تفكرات منفي در ذهن او شكل گرفته و چهارچوب ذهني او مي‌گويد: «بي‌خود خودت را خسته نكن، تو كه نمي‌تواني، فقط به اندازه نمره قبولي كافي است، حالا اگر قبول نشوي چه مي‌شود؟» و به دنبال آن، مغز او به تمامي اعضاي بدن دستور «نمي‌توانيم» را صادر كرده و فرد عملاً نمي‌تواند از حداكثر توان خود استفاده كند. حتي به‌جاي درس‌خواندن، تا نيمه‌هاي شب به تماشاي فوتبال مي‌نشيند و با فراموش كردن مسئله، سعي در كاستن از رنج «نتوانستن» مي‌كند.

در مقابل اگر او اعتقاد داشته باشد كه «من مي‌توانم»، چهارچوب ذهني او با «تو بايد قبول شوي، اين درس‌ها كه چيز مهمي نيستند، تو از اين‌ها سخت‌تر را هم قبول شده‌اي، هيچ نگران نباش و سعي خودت را بكن» شكل مي‌گيرد. يقيناً اين دانش‌آموز با دانش‌آموز قبلي تفاوت خواهد داشت. زيرا مغز او به تمامي اعضاي بدن، فرمان «تلاش تا پيروزي» را مي‌دهد و به‌دنبال آن توانايي يادگيري و پاسخ‌گويي وي نيز بهتر خواهد بود.يك مثل قديمي مي‌گويد:

«اگر كسي فكر كند كه مي‌تواند و يا فكر كند كه نمي‌تواند، در هر دوصورت درست فكر كرده است»

 

ژاپني‌ها براي پيشرفت مداوم، اصولي به‌نام «كايزن» (Kaizen) تدوين نموده‌اند كه به‌معني «تمركز و توجه دائم به بهبود فرآيند» است. آنها براي پيشرفت دائم، شعاري به‌نام «آي‌كن» (I Can) يعني «من مي‌توانم» دارند كه بر اساس آن هيچ ناتواني و شكستي را قبول نمي‌كنند، بلكه هر شكست را تجربه‌اي براي موفقيت مي‌دانند. به‌نظر شما فلسفه «آي‌كن» در رشد و توسعه كشور كوچك و دورافتاده ژاپن تا چه حدّ مؤثر بوده است؟

 

دانشجويي در كلاس رياضيات خوابش برده بود، وقتي زنگ را زدند، بيدار شده و با عجله مسأله‌اي را كه روي تخته‌سياه نوشته شده بود، يادداشت كرد و به‌گمان اين‌كه استاد، آنها را به‌عنوان تكليف منزل داده است، تمام آن روز و شب در منزل براي حل آنها تلاش نمود. اما موفق نشد مسأله را حل كند.

در طي آن هفته دست از كوشش برنداشت ولي اعتقاد داشت كه «من مي‌توانم» بالاخره موفق شد مسأله را حل كرده و به كلاس آورد. استاد به‌كلي مبهوت شد! زيرا اين يكي مسائل غيرقابل حل رياضي بود كه وي براي نمونه روي تخته نوشته بود! اگر آن دانشجو مي‌دانست كه مسأله به‌عنوان «غيرقابل حلّ» شناخته مي‌شود، امكان نداشت بتواند آن را حلّ كند. زيرا ذهن او مي‌پذيرفت كه «بي‌خود خودت را خسته نكن. بزرگ‌تر از تو هم نتوانسته‌اند آن‌را حل كنند!» اما وقتي او باور داشت كه بايد آن را حلّ كند، سرانجام راه آن را يافت.


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :


اهميت تمرينات ذهني...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

اهميت تمرينات ذهني

نكته بسيار مهمي كه اغلب جدّي گرفته نشده و فراموش مي‌شود، تمرينات ذهني است. اگر ذهن با جسم هماهنگ عمل كند، نتيجه بهتري خواهيم گرفت. تمرينات ذهني، با تقويت نيمه راست مغز و هماهنگي سيستم عصبي، موجب مي‌شوند تا كارايي ما افزايش يابد. اگر براي يك‌بار به اين تمرينات بپردازيد، متوجه اهميت و تأثير مثبت آن خواهيد شد.

تمامي انسان‌ها، صرف‌نظر از نژاد و جنسيت، از لحاظ جسمي و سخت‌افزاري مشابه هم خلق شده‌اند. همه داراي دست و پا، مغز و سيستم عصبي مشابهي هستند. به ياد داشته باشيد كه تنها تفاوت انسان‌ها در علم، تجربيات و خاطرات آنها است. فرق يك دكتر با يك كارگر در علم و دانش او مي‌باشد. پس اگر كسي در هر گوشه‌اي از دنيا قادر به انجام كاري بود، ما هم مي‌توانيم. به شرطي كه مانند او آموزش ديده و تمرين كرده باشيم.

 

«ماسوتا تسو اوياما» بنيان‌گذار سبك كيوكوشين كاراته، در كتاب طريقت كيوكوشين مي‌نويسد:

«ورزش‌هاي رزمي تا حدّي به تمرينات جسمي نياز دارند، اما وحدت جسم و ذهن بيش از تمرينات بدني اهميت دارند. يكي از جنبه‌هاي مهم هنرهاي رزمي شرقي، تأكيد بر تمرينات ذهني و تقويت روح است كه متأسفانه بعضي از جوانان امروزي به آن توجهي نداشته و بيش‌تر اصرار دارند كه به آنان فقط فنون رزمي آموخته شود. آنها جنبه‌هاي ذهني و روحي را جزو مسائل نامفهوم مي‌دانند، چرا كه هيچ‌گاه به اين تمرينات نپرداخته و اثر آن را بر خود تجربه نكرده‌اند و انسان تا زماني كه چيزي را با حواس خود حس نكند، بر حقيقت آن واقف نخواهد شد. ذهن و پرورش آن بر استعداد جسمي ارجحيت دارد و تمركز بر نقاط انرژي بدن، روش اصلي پرورش ذهن است.»

استاد اياما 

«استاد پولادگر» رياست محترم فدراسيون تكواندو در كلاس هماهنگي امسال مربيان استان قم به نكته بسيار مهمي اشاره نمودند. ايشان فرمودند كه تجربه چندين ساله ما در مسابقات مختلف كشوي، جهاني و المپيك بيانگر اين مطلب است كه عملكرد و كارايي يك مبارز 1 درصد مربوط به جسم و 99 درصد مربوط به روحيه است. كسي كه چند سال تمرين و تلاش مستمر داشته، تكنيك‌ها و تاكتيك‌هاي رزمي را به‌خوبي فراگرفته و از لحاظ توان، استقامت و تغذيه زير نظر مربيان و پزشكان مجرب در شرايط مطلوب قرار داشته باشد، وقتي وارد زمين مسابقه مي‌شود، تنها روحيه و تسلط بر ذهن است كه در نتيجه مسابقه او تأثيرگذار خواهد بود. اگر يك درصد روحيه‌اش خراب شود، ديگر مغز او فرمان‌هاي صحيح و سريع به عضلات نخواهند داد و كارايي او به‌شدت پايين مي‌آيد.

استاد پولادگر 

«يوسف كرمي» يكي از افتخارات تكواندوي ايران و از مدال‌آوران المپيك 2004 آتن، در مسابقه خود با لوپز آمريكايي، بازي را با تفاضل يك امتياز واگذار كرده و با از دست دادن مدال طلاي المپيك، به مدال برنز اكتفا نمود. در بخشي از مصاحبه ايشان با ماهنامه هنرهاي رزمي (آبان 83) آمده است:

«اون روز يكي از بدترين روزهاي من بود. هرچي سعي كردم، نتونستم فكرم را با بدنم هماهنگ كنم. صبح كه اومدم تو سالن، حتي قبل از اين‌كه با حريف تايلندي مبارزه كنم، به دكتر بهرامي گفتم كه اصلاً دوست ندارم مسابقه بدم. نمي‌دونم، اصلاً حس‌وحال درست و حسابي ندارم... لوپز به‌هيچ وجه تكنيكي نيست، فقط كمي بد قلقه. من اون روز از لحاظ بدني هيچ مشكلي نداشتم و در واقع يكي از روزهايي بود كه كاملاً آماده بودم. اگه فقط با 60 درصد از كارم جلوش بازي مي‌كردم، راحت مي‌بردمش. اون هفت امتيازي كه گرفت، در حقيقت خودم بهش دادم... »

يوسف كرمي 

«هادي ساعي» نيز در اين خصوص مي‌گويد:

«يوسف كرمي هم در المپيك خوب بود، ولي تنها به دليل عدم تجربه حضور در المپيك، در يك ديدار شكست خورد. يوسف در آتن حتي 50 درصد توانايي‌هاي خود را نيز به نمايش نگذاشت، فشار رواني باعث باخت وي به حريف آمريكايي شد

هادي ساعي 

آندره آغاسي، كه يك ايراني مقيم آمريكا و قهرمان تنيس جهان است، راز موفقيت خود را چنين بيان مي‌كند:

«از سن ده سالگي، صدها بار در مسابقات تنيس شركت كرده و برنده شده‌ام! البته در عالم خيال، با تجسم واضح، روشن و مداوم پيروزي. اين تصور و تمرينات ذهني چنان آمادگي و اعتمادبه‌نفسي به من داد كه به‌راحتي و بدون هيچ استرسي، در مسابقات شركت كرده و اغلب برنده مي‌شوم»

 

آندره آغاسي 

 

شبيه‌سازي و تمرين ذهني، يكي از روش‌هاي شناخته شده و علمي در رشته‌هاي مختلف مانند پزشكي، نظامي، فضايي و خلباني است. نكته مهم اين است كه شبيه‌سازي، تلقين نيست بكه تمرين است كه براي تسلط بر تكنيك‌ها و كاهش استرس و اضطراب قبل از مسابقه، بسيار مفيد مي‌باشد. چه بسيار مبارزين قدرتمندي كه از لحاظ جسمي در بهترين حالت هستند، اما ذهن آنها آمادگي لازم را نداشته و قادر به تصميم‌گيري و هماهنگي در زمان مسابقه نيستند.

براي كسب موفقيت بايد ابتدا پيروزي را در ذهن خود تجسم كنيد و باور داشته باشيد كه مي‌توانيد. براي مثال يك ورزشكار رزمي كه هنگام مسابقه دچار اضطراب و استرس مي‌شود، مي‌تواند با استفاده از روش تجسم ذهني موفقيت خود را در برابر تمامي حريفان به ذهن نيمه‌هوشيار خود تلقين كند. ابتدا بايد جملاتي را مانند جملات زير تهيه كند: «من تمام حريفانم را شكست خواهم داد»، «هيچ‌كس نمي‌تواند در برابر من مقاومت كند»، «من از تمام حريفانم قوي‌تر هستم». سپس همراه با بيان اين جملات صحنه‌هاي موفقيت و پيروزي بر حريفان را نيز تجسم كند. اين تصويرهاي ذهني از موفقيت در آينده، احساس نشاطآوري را در وي به وجود ميآورد. يادتان باشد كه «راجر بانيستر» كسي كه براي اولين‌بار ركورد غيرممكن يك مايل در چهار دقيقه را شكست، مي‌گويد:

«كليد پيروزي پيش از آنكه جسمي باشد، رواني است.»


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :


استفاده از هر دو نيمه مغز...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

استفاده از هر دو نيمه مغز

 مغز ما مانند بسياري از اعضاي بدن از دو نيمه تشكيل شده است: نيمه چپ و نيمه راست كه با يك شكاف به دو قسمت آشكار و تقريباً مجزا تقسيم شده‌اند و توسط يك رشتهْ ضخيم از عصب‌ها كه در قسمت زيرين مغز قرار دارند به هم متصل مي‌شوند. اين رشته‌ها همانند يك كابل بوده و به‌طور غيرقابل باوري سريع و قدرتمند هستند اما علي‌رغم اتصالي كه بين دو نيم‌كره وجود دارد، هر نيم‌كره به‌صورت مستقل عمل مي‌كند.

 دو نيمكره مغز

 

نيمه راست مغز، به مغز پيشين يا اوليه معروف است كه ادراكات معنوي، موسيقي، هنر، خلاقيت، درك تصاوير، الگوبرداري و ايجاد تصاوير ذهني را رهبري مي‌كند، درحالي كه نيمه چپ مسئول خواندن و نوشتن، ادراكات منطقي، احترام به قوانين و خاطرات است. به‌اين ترتيب، انسان‌ها از نيم‌كره راست خود براي مشاهده و تمركز روي كل تصوير استفاده كرده و از نيم‌كره چپ براي تمركز روي جزئيات استفاده مي‌كنند.

نتيجهْ آزمايشات آقاي Roger Sperry برنده جايزه نوبل سال 1981 كه منجر به نظريه «مغز دوقسمتي» گرديد، بسيار جالب است. وي طي يك عمل جراحي بر روي بيماري، قسمتي از مغز كه اتصال بين دو نيم‌كره را برقرار مي‌كرد، برداشت و دو نيم‌كره را كاملا از هم جدا كرد. پس از اين عمل جراحي، حال بيمار عادي به نظر مي‌رسيد اما پزشكان با برخي نتايج غيرقابل پيش‌بيني مواجه شدند. زماني كه بيمار تنها از دست و چشم راست استفاده مي‌كرد، مي‌توانست نام اشياء را بگويد (مثلاً مداد) ولي او نمي‌توانست بگويد كه اين شيء براي چه كاري استفاده مي‌شود. وقتي كه از دست و چشم چپ استفاده مي‌كرد، مي‌توانست موارد استفاده آن را شرح دهد، اما نمي‌توانست نام آن را بگويد. مطالعات بيشتر نشان داد كه جنبه‌هاي متفاوت كارايي مغز انسان، به‌طور مجزا در هر يك از نيم‌كره‌هاي چپ يا راست قرار دارند. اين الگوي كارايي، مطابق با مغز 90 درصد از انسان‌ها مي‌باشد.

آزمايشات و تصاوير اسكن شده از مغز انسان، بيان‌گر اين واقعيت مي‌باشند كه اغلب انسانها فقط از نيم‌كره چپ مغزشان استفاده كرده و از تمامي توان مغزي خود بهره نمي‌برند. نيم‌كره چپ، مسئول مهارت‌هاي عملي و رفتاري انسان بوده و نيم‌كره راست، مسئول محاسبات، خلاقيت و نوآوري است. اين همان چيزي است كه تفاوت انسان با ساير حيوانات را مشخص مي‌كند.

 

 

تفاوت يك مخترع و دانشمند با ساير مردم نيز در استفاده از توانايي‌هاي و خلاقيت‌هاي فكري نيم‌كره سمت راست است. تفاوت كساني كه فكر مي‌كنند، طرح مي‌دهند و روش‌هاي جديد خلق مي‌كنند، با كساني كه گوسفندوار فقط به دنبال آموخته‌هاي درست و يا غلط خود حركت مي‌كنند، بسيار است. همين تفاوت است كه انسان را با اختراعات و اكتشافات بي‌شمار به تمدن امروزي رسانده است. مغز انسان نيز همانند جسمش نياز به گرم‌كردن، نرمش، كشش و تمرين دارد. همانند عضلات كه با وزنه پرورش مي‌يابد، مغز انسان نيز نياز به وزنه و دمبل دارد. به همين دليل است كه محصلين رشته‌هاي رياضي و فني، توانايي‌هاي ذهني و خلاقيت بيشتري دارند.

ذهن مثل چتر نجات است، وقتي عمل مي‌كند كه باز شده باشد.

 

در گزارش تحقيقات به عمل آمده در دانشكده تربيت بدني دانشگاه بركلي آمريكا، آمده است كه بيش از  85 درصد ورزشكاران «خشك مغز» هستند. يعني خلاق نبوده و با تغيير رويه، رفع اشكالات وابداع روش‌هاي جديد ميانه خوبي ندارند. در حقيقت، حركات جسمي موجب رشد نيم‌كره چپ مغزشان مي‌شود، در حالي كه عدم توجه به تمرينات ذهني و به كار نبردن خلاقيت در كارها، سبب ضعيف ماندن نيم‌كره سمت راست آنها شده است.

 

تشخيص چپ مغزها

در حالي‌كه روي صندلي نشسته‌ايد، پاي راست‌تان را روي زمين قرار دهيد و آن‌را در جهت عقربه‌هاي ساعت، دايره‌وار بچرخانيد و در حين اين‌كار، عدد 6 را با دست راست‌تان در هوا بكشيد. در صورتي‌كه شما چپ مغز باشيد، جهت چرخش پاي شما تغيير خواهد كرد و شما هيچ كاري نمي‌توانيد بكنيد.

 

تشخيص راست مغزها

اين بار، پاي چپ‌تان را روي زمين قرار دهيد و آن‌را خلاف عقربه‌هاي ساعت بچرخانيد. در همين زمان ، عدد 9 را با دست چپ‌تان در هوا بنويسيد. در صورتي‌كه راست مغز باشيد، جهت چرخش پاي شما تغيير خواهد كرد و شما هيچ كاري نمي‌توانيد بكنيد.

 

چپ دست‌ها و راست دست‌ها

در زمينه كنترل بدن، قسمت چپ بدن ما، به سمت راست مغز و قسمت راست بدن ما به سمت چپ مغز متصل است. اين پديده ضربدري حتي در چشمان ما نيز به‌كار رفته است. به‌طوري‌كه آن‌ها داده‌هاي حسي خود را در قسمت‌هاي مخالف مغز پردازش مي‌كنند.

اما دليل اين‌كه افراد راست دست، كنترل بهتري روي پاي راست و در كل سمت راست بدن‌شان دارند و سمت چپ‌شان ضعيف‌تر است. انجام كار زياد، تمرين و تمركز بر روي دست راست مي‌باشد كه موجب افزايش توانايي آن شده و استفاده كم‌تر از دست و پاي چپ در امور روزانه و تمرينات ورزشي، عامل كنترل كمتر بر روي آنها مي‌باشد. البته اين اشكال با تمرين بيش‌تر بر روي سمت چپ بدن قابل جبران است. بنابراين پيشنهاد مي‌شود در امور روزانه مانند غذا خوردن و كتاب‌خواندن، از اندام‌هاي سمت چپ بيش‌تر استفاده كنيد.


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :


مقابله با افكار منفي...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

مقابله با افكار منفي

بروس‌لي مي‌گويد:

ذهن مانند باغي حاصلخيز است كه هرچه در آن بكاريد، رشد خواهد كرد. اين خواست شما است كه گل‌هاي زيبا در آن بكاريد، يا علف‌هاي هرز و مضر. رشد علف‌هاي هرز، گياهان زيبا و باارزش باغ ذهن را پژمرده و نابود خواهد كرد. پس به افكار منفي ذهن خود، اجازه رشد ندهيد. زيرا مانند علف‌هاي هرز، جرأت، شهامت  و اعتمادبه‌نفس شما را خفه كرده و نابود مي‌سازند. من هر وقت كه ترس و افكار منفي به ذهنم نفوذ كرده و آزارم بدهند، آنها را در كاغذي نوشته و مي‌سوزانم. به اين ترتيب، قبل از اين‌كه انها مرا تخريب كنند، من آنها را نابود مي‌كنم.

براي مقابله با «ترس از مبارزه» و تقويت اعتمادبه‌نفس، بايد به‌جاي شكست، هميشه موفقيت را در ذهن خود تجسم كنيد. جملات منفي مانند «من نمي‌توانم» را با جملات مثبتي مانند «من مي‌توانم» عوض كنيد. مطمئن باشيد كه افكار منفي، فقط با توجهات شما رشد مي‌كنند و اگر به آنها توجهي نكنيد، ضعيف و ناچيز خواهند شد.


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :


خطر واقعي را بشناسيد...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

خطر واقعي را بشناسيد

جو هيامز مي‌نويسد:

قبل از اين‌كه شروع به فراگيري هنرهاي رزمي بكنم، به آساني در مقابل مهاجمين، فروشندگان سمج، دلالان و افراد زورگو مرعوب مي‌شدم و معمولاً عكس‌العمل‌هاي افراطي (خشم) يا تفريطي (بي‌عرضگي) از خود نشان مي‌دادم. به‌اين ترتيب با احساس خشم يا بي‌كفايتي، عصباني شده و خود را درگير جدال مي‌كردم. رفتار من در ميدان مسابقه نيز به همين ترتيب بود. يعني در مقابل حريف به‌سرعت هيجان‌زده و غضبناك مي‌شدم و سريعاً واكنش نشان مي‌دادم.

روزي «بروس‌لي» مرا به وسط پاركينگ خانه‌ام برد و خواست كه در حال ايستاده، پايم را بالا بياورم. سپس درحالي كه مرا دور پاي ثابت مي‌چرخاند، دايره‌اي به اندازه دوبرابر طول پايم، دور من كشيد و گفت: «اين دايره خطر تو است» سپس او بيرون از دايره ايستاد و شروع به رقص پا و انجام حملات تهاجمي كرد. من نيز در مقابل او گارد گرفته و آماده مبارزه شدم. بروس گفت: «چرا هيجان‌زده شدي؟ از اين فاصله ممكن نيست كه من بتوانم ضربه دست يا پايي به تو بزنم»

سپس با ادامه حركات خود، پايش را داخل دايره گذاشت. من يك‌بار ديگر هيجان‌زده آماده مقابله شدم. اين بار نيز بروس مرا سرزنش كرد و گفت: «من كه هنوز آن‌قدر به شما نزديك نشده‌ام كه بتوانم صدمه‌اي بزنم. آرام باشيد»

ناگهان بروس به داخل دايره يورش برد و من ناخودآگاه به عقب رفتم. او گفت: «بسيار خوب. حالا شما دايره خطر‌تان را به عقب حركت داديد و فاصله‌تان را با من حفظ كرديد. بنابراين هنوز جاي نگراني نيست و من تهديدي براي شما به‌حساب نمي‌آيم. حالا بگوييد اگر من بيرون از دايره خطر شما باشم، آيا مي‌توان به شما ضربه‌اي بزنم؟» گفتم: «راستش، نه» او گفت: «وقتي حريف در دايره خطر باشد، مي‌تواند به شما ضربه بزند و شما هم مي‌توانيد حملات او را پاسخ دهيد. بنابراين سعي كنيد بي‌جهت عصباني نشده و تا حد امكان فاصله خود را با خطر حفظ كنيد»

 

شما زماني مي‌توانيد حملات حريف را پاسخ دهيد كه وي در دايره عمل‌تان باشد. در غير اين‌صورت ضربات دست و پاي شما به او نخواهد رسيد. لازم نيست بي‌دليل هيجاني و خشمگين شويد و با اجراي تكنيك‌هاي غيرلازم و بي‌هدف، خود را خسته كنيد. تنها واكنش‌هايي را پاسخ دهيد كه واقعاً خطر محسوب مي‌شوند.


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :


زندگي در زمان «حال»...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

زندگي در زمان «حال»

يك رزمي‌كار خوب، در هر زمان فكرش را بر روي يك هدف متمركز مي‌كند و از آن بهترين نتيجه را كسب مي‌نمايد. وقتي وارد كلاس مي‌شود يا قدم به ميدان مبارزه مي‌گذارد، تمام افكار گذاشته و آينده را كنار مي‌گذارد. فكر مشكلات زندگي، درگيري‌هاي شغلي و برنامه‌هايي كه براي آينده دارد را بايگاني كرده و پرونده «تمرينات رزمي» را باز مي‌كند. او نگران گذشته و آينده نيست. بلكه فكرش فقط مشغول چيزي است كه اكنون جريان دارد. او در زمان «حال» زندگي مي‌كند. اجازه نمي‌دهد فكرش از زمان حال گريخته و ذهن‌اش آشفته گردد. زيرا افكار غيرمنسجم، موجب هدر رفتن انرژي فرد و اجراي تكنيك‌هاي غيرضروري و ضعيف مي‌گردند. زماني كه فكر منسجم است، تمامي نيروهاي جسمي، ذهني و روحي، حاضر بوده و با تمركز و پيوستن به هم، «اتحاد مثلث» را تشكيل مي‌دهند.

براي زندگي در زمان «حال» و كنار گذاشتن افكار زائد و مزاحم كه مربوط به فعاليت كنوني نيستند، بهتر است قبل از شروع به تمرين يا مسابقه، با انجام تمرينات «ريلكسيشن» ذهن و جسم خود را آرامش بخشيده و از شر امواج فكري مزاحم راحت شويد.


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :


ايجاد رقابت سالم براي رشد...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

ايجاد رقابت سالم براي رشد

«جو هيامز» در كتاب «ذن در هنرهاي رزمي» نقل مي‌كند:

روزي با حريف بسيار ماهري مبارزه داشتم. وقتي ديدم نمي‌توانم به سادگي بر او غلبه كنم، سعي در حركات خدعه‌آميز براي فريب داور و گرفتن امتياز نمودم، درحالي‌كه استاد پاركر شاهد مبارزه ما بود. پس از پايان مبارزه مرا صدا كرد و با گچ خطي را روي زمين كشيد.

-     پرسيد: «چگونه مي‌توان اين خط را كوتاه كرد؟»

من خط را بررسي كرده و جواب‌هايي به او دادم از جمله اين كه مي‌توان خط را تكه‌تكه كرد تا كوتاه ديده شود. او سرش را تكان داد و خط ديگري كه بلندتر از خط قبلي بود، در كنار آن كشيد.

-     گفت: «حالا اين خط چطور به‌نظر مي‌رسد؟»

                           

-     جواب دادم: «خوب، كوتاه‌تر»

-     استاد پاركر گفت: «هميشه بهتر است كه قابليت‌هاي خود را كه مانند اين خط است، افزايش دهيد. نه اين‌كه سعي در تخريب ديگران و كوچك نشان دادن قابليت‌هاي ديگران داشته باشيد»

اين درسي است كه سال‌ها در گوش من مانده و هميشه سعي در افزايش كارايي و مهارت‌هاي خود در مقابل حريف‌هاي ديگر داشته‌ام.

 

براي بزرگ كردن خود، با بدگويي، خدعه و نيرنگ، سعي در تخريب ديگران نكنيد. در غير اين‌صورت مطمئن باشيد كه ديگران نيز اين‌كارها را در مقابل شما انجام خواهند داد. براي ايجاد رقابت مثبت و فضايي سالم، بايد در افزايش قابليت‌هاي خود بكوشيد.

استاد «اياما» در كتاب «طريقت كيوكوشين» مي‌نويسد:

هنگامي كه در هنرهاي رزمي اثري از رقابت و مسابقات نباشد، در واقع تبديل به چيزي شبيه رقص چيني مي‌شود. در اين‌صورت به‌جاي توانايي و شاسته‌سالاري، سياست بر كلاس‌ها و عرصه ورزش حاكم خواهد شد. پيدايش هنرهاي رزمي براي تكامل جسمي و روحي انسان و كسب پيروزي است. به همين دليل در هنرهاي رزمي، نياز به حضور سبك‌هاي مهم، رقابت و مسابقات ضروري مي‌باشد. قبل از جنگ جهاني دوم، دو مكتب جودو در ژاپن رواج داشت. «كودوكان» كه با مهارت در پرتاب حريف شناخته مي‌شد و «بوتوكوكاي» كه در فنون گلاويز شدن در خاك مشهور بود. رقابت بين اين دو سبك، پويايي و شادابي خاصي به اين ورزش داده بود. اما با ادغام اين دو سبك، از سرعت پيشرفت و تنوع آنها كاسته شد.

 

سعي كنيد تكنيك‌ها را تا حد امكان، كامل و صحيح اجرا كنيد. براي اين‌كه مبارز خوبي شويد، نيازي نيست كه صدها فن و تكنيك را بياموزيد. در يك مبارزه واقعي، عملاً فقط چند تكنيك مشخص ردّوبدل مي‌شوند، آن هم با سرعت و دقت زياد. اين‌ها ضرباتي هستند كه بيش‌ترين كاربرد و امتياز را دارند. بنابراين كافي است كه آنها را تمرين كرده و چند تكنيك را به عنوان شگرد مبارزاتي خود، گسترش دهيد. به اين ترتيب مي‌توانيد مبارز خوبي شويد و سپس به توسعه و تمرين بر روي مهارت‌هاي ديگر بپردازيد.


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :


نزاع خياباني...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

نزاع خياباني

جو هيامز مي‌نويسد:

زماني كه تازه ورزش‌هاي رزمي را شروع كرده بودم، صحنه‌هاي خيالي را تجسم مي‌كردم كه من و همسرم در خياباني تاريك عبور مي‌كرديم. ناگهان چند نفر اوباش جلوي ما را گرفتند. سردستة آنها جلو آمد و من با ضرباتي قوي، همراه با غرش ترسناك، حمله او را دفع كردم. در گونه‌هاي مختلف خيال‌پردازي، حملات مختلفي از طرف آنها را دفع كرده و آنها را شكست مي‌دادم. وقتي هم كه اوباش پا به فرار مي‌گذاشتند، من در نظر همسرم يك قهرمان جلوه مي‌كردم.

پس از گذشت 25 سال كه مقداري در هنرهاي رزمي مهارت پيدا كردم، سناريوي ذهني‌ام تفاوت بسياري پيدا كرده است. اكنون مي‌دانم كه تنها دليل انسان‌ها براي جنگيدن، احساس عدم امنيت و اطمينان دروني آنها است. اين شخاص مي‌خواهند با جنگيدن، برتري خود را نسبت به ديگران اثبات كنند. اما فردي كه از خودش مطمئن است و احساس امنيت مي‌كند، نيازي به اثبات چيزي از طريق زور ندارد. در نتيجه او با سرافرازي و سربلندي ميدان را ترك مي‌كند. يك هنرمند واقعي رزمي اين‌گونه است. او در باطن آن‌قدر قوي است كه نيازي به نمايش ظاهري ندارد. هنر آن است كه بدون درگيري، پيروز شويد. در اين‌صورت در حالي كه از تحمل و صبر به‌خود مي‌باليد، با سربلندي قدم برمي‌داريد.

به‌هر حال، اطمينان داشتن به توانايي‌هاي خود، به معني انجام دادن كارهاي بي‌حساب و ريسك كردن نيست. روزي در يك برنامه تلويزيوني از من سؤال شد كه اگر كسي چاقويي را روي سينه‌ام بگذارد و كيف پولم را بخواهد، چه‌كار مي‌كنم؟ من هم بدون تأمل پاسخ دادم: «خوب پولم را خواهم داد. گاهي بايد جنگيد و گاهي هم بايد مصالحه كرد. اما زماني مي‌جنگيم كه ارزش آن را داشته باشد. به اين مي‌گويند پيروزي در باخت. من هيچ هنرمند رزمي را نمي‌شناسم كه به‌خاطر مقداري پول، زندگي خود را در خطر قرار دهد!»


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :


صبر و آرامش ...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

صبر و آرامش

اين كه در ميدان مبارزه افكار تهاجمي نسبت به حريف خود داشته باشيد، چيز بدي نيست! وقتي بدانيد كه اين افكار طبيعي هستند، ديگر به آنچه نيستيد تظاهر نخواهيد كرد. يك مبارز خوب، بايد بياموزد كه اين حالات را پذيرفته و آنها را كنترل كند نه اين‌كه آنها را سركوب كند. يعني نبايد اين حالات در ذات وي رسوخ كرده و او را فردي پرخاشگر، عصبي و انتقام‌جو نمايد. اين چيزي است كه هنرمندان رزمي از آن اجتناب مي‌كنند. گاهي در باشگاه، هنرجوياني را مي‌بينم كه اگر در حين تمرين ضربه‌اي به آنها بخورد، بسيار جدي و عصباني مي‌شوند. به‌طوري‌كه خشم و عصبانيت را مي‌توان در چهره آنها ديد و اين‌كه چقدر مشتاق‌اند ضربه طرف مقابل را تلافي كنند. آنها بايد تمرين كنند كه در اين مواقع رفتاري دوستانه و آرام داشته باشند. به آنها مي‌گويم: واقعاً چگونه مي‌توانيد حريف را تحت كنترل خود بگيريد، درحالي‌كه توانايي كنترل خود را نداريد؟»
احساسات خود را كنترل كنيد، وگرنه آنها شما را كنترل خواهند كرد. يك ضرب‌المثل چيني
شما بايستي بياموزيد كه براي انجام هر كاري، صبر و آرامش را جايگزين حركات ناشي از هيجان و عصبانيت كنيد. بين دو مبارز قدرتمند، فقط يك اشتباه مي‌تواند منجر به شكست شود. بنابراين مي‌بينيم كه مبارزين رده‌‌هاي بالا، وقت بيش‌تري را صرف سنجش و ارزيابي حريف خود مي‌كنند. يك بازيكن خوب، صبور است و هوشيار. او بايد هم‌زمان با سه حريف مبارزه كند، با هيجانات و افكار خود براي تسلط بر نفس، با حريف براي شكست دادن وي و با داوران براي قانع كردن آنها. پس اين مبارز بايد بر تمامي جوانب تسلط داشته و با آرامش و صبر، در فرصت مناسب دانسته‌هايش را به كار ببندد.
«هادي ساعي» قهرمان تكواندوي جهان، در 3 ثانيه آخر بازي در مقابل حريف قدرتمند كره‌اي، اوج تسلط و آرامش ذهني خود را به نمايش گذاشت. وي با آگاهي از شرايط داوري و تصميم به‌موقع، حريف خود را از زمين بيرون رانده و با كسب يك اخطار از حريف، به مقام قهرماني و دريافت مدال طلاي المپيك نائل گشت.

 
استاد «هان» از اساتيد بزرگ تكواندو مي‌گويد
«كساني كه در امورات جزئي از خود صبر نشان مي‌دهند، در حقيقت براي مقابله با مشكلات بزرگ‌تر زندگي، تمرين مي‌كنند

لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :


قدرت ايمان و اراده...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

قدرت ايمان و اراده

در مسابقات جوانان كشوري سال 1383 بانوان، با مبارز جواني در وزن پنجم از كرمانشاه، به نام «شكوفه كريمي» آشنا شدم. وي كه براي اولين بار تجربه حضور در مسابقات كشوري را داشت، مبارزه‌اي بسيار ديدني و تكنيكي از خود نشان داد كه تمامي ورزشگاه را به وجد آورده بود. به‌طوري كه كليه شركت‌كنندگان و تماشاگران، يكپارچه او را تشويق مي‌كردند. او در تمامي مسابقات خود در برابر حريفان قدرتمند و باتجربه‌اي از استان‌‌هاي مطرح، بسيار خوب ظاهر شد و توانست تمامي حريفان خود را پشت سر بگذارد.
به جرأت مي‌توان گفت كه شكوفه تنها مبارزي بود كه به تكنيك‌هاي ساده چون «آپ‌دوليوچاگي» اكتفا نكرده و تكنيك‌هاي پيچيده‌اي مانند «تيوموم‌دوليو باندادوليو» و يا «تيوموم‌دوليو ديت‌چاگي» را با سرعت زياد و در ارتفاع بالا به خوبي اجرا مي‌نمود. به‌طوري كه حريفان قد بلند نيز از ضربات سر او در امان نبودند. اجراي تكنيك‌هاي پرشي و سنگين به تعداد زياد توسط شكوفه، نشانگر روحيه و آمادگي فوق‌العاده او از لحاظ سرعت، قدرت و استقامت بدني بود.
جالب‌تر از همه اين‌ها، انگيزه و روحيه بالاي او بود. وي علاوه بر علاقه شخصي خود به تكواندو، ديدن مسابقات «هادي ساعي» را انگيزه‌اي قوي براي رشد خود مي‌دانست و علي‌رغم كمبود امكانات، نداشتن مربي مجرب و محدوديت‌هاي زيادي كه داشت، تنها با ايمان و اراده خود، توانست به آرزوي كسب مقام قهرماني كشور و عضويت در تيم ملي نائل گردد. براي من مهم بود كه بدانم چه عاملي موجب تفاوت او با ديگران شده بود. در صحبت‌هايي كه با هم داشتيم به نكات جالبي پي بردم. شكوفه بسيار مهربان و فروتن بود و در سه سال گذشته با هدف قهرماني در وزن پنجم (كه وزن «هادي ساعي» است) در منزل تمرين مي‌كرد. او همه موفقيت‌هاي خود را نتيجه اعتقادات مذهبي، لطف خدا و ائمه مي‌دانست. به‌طوري‌كه شب قبل از مسابقه را در مسجد جمكران به دعا و رازونياز گذرانده و هميشه بازوبند سبزي را كه از حرم مطهر حضرت‌ابوالفضل(ع) براي او آورده بودند، به دست داشت. در حقيقت ايمان به هدف، آرامش و اراده محكم او، عاملي بود كه بر تمامي كمبودها و موانع غلبه مي‌كرد. براي شكوفه در تمامي مراحل زندگي آرزوي موفقيت دارم.

لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :


با ترس دوست شويد 2...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

با ترس دوست شويد 2

«جو هيامز» كه خود در چندين سبك رزمي تبحر دارد، درخصوص تمرين در كلاس تكواندوي استاد «بونگ سو هان» مي‌نويسد:

«آن فقط يك پاي برهنه بود، ولي با اين حال من قادر به جلوگيري از فرود آمدن آن بر بدنم نبودم. به زحمت نفس مي‌كشيدم، دست‌ها و پاهايم مثل وزنه‌هاي سربي سنگين بودند. هر بار كه من حركتي مي‌كردم، او فرصت مي‌يافت تا با پايش ضربه‌اي به من بزند. اگر يك لحظه غفلت مي‌كردم، ممكن بود آرواره مرا از جا در بياورد و يا بشكند. البته حريف من دست نيز داشت، اما پاهايش مرا به شدت به وحشت انداخته بود.

وقتي مبارزه به اتمام رسيد، ديگر ناي حركت نداشتم و كاملاً انرژيم را از دست داده بودم. دهانم كاملاً خشك شده بود و مدام عرق مي‌ريختم استاد «هان» كه درحال تماشاي مبارزه ما بود، مرا صدا زد. به سوي او رفته، تعظيم نمودم و در سكوت منتظر اوامر او ايستادم.

او گفت شما نمي‌توانيد در داخل شياپ‌جانگ از ترس بگريزيد. در حقيقت شياپ‌جانگ محل مناسبي براي فراگيري نحوه رويارويي با ترس است. در اكثر موارد ما خود ترس‌ها را ايجاد مي‌كنيم و اين موضوع زماني كه با وضعيتي ناآشنا و غيرمعمولي مواجه مي‌شويم، بيش‌تر صادق است. اين همان حالتي است كه امروز شما دچار آن شده و در اثر ترس، اعتمادبه‌نفس خود را دست داديد.

ناگهان پايش را از روي كف اتاق بلند كرده و بدون اين‌كه هشداري به من بدهد، آن‌را به طرف سرم پرتاب كرد. من دستانم را به حالت دفاع گرفته و قدمي بلند به عقب برداشتم. استاد دستور داد: «حركت نكن، من قصد ضربه‌زدن به شما را ندارم» بار ديگر پايش را به‌سمت بالا از جا كنده و به فاصله يك مو از سمت راست آرواره‌ام آن را متوقف كرد (ضربه دوليوچاگي) سپس به‌سرعت پايش را به سمت چپ صورتم نزديك كرد (ضربه باندا دوليوچاگي) من هر بار كه با پايش تماس كوچكي با نوك بيني‌ام ايجاد مي‌كرد، فقط صداي به‌هم خوردن پارچه شلوارش را مي‌شنيدم. از ترس به‌شدت مي‌لرزيدم و كوچكترين تكاني نمي‌خوردم. او گفت: «بسيار خوب، همان‌طور بايست و مطمئن باش كه واقعاً در خطر نيستي» من هم طبق دستورش عمل كردم و فقط صداي به‌هم خوردن پارچه شلوارش را كه در اثر حركات سريع پايش ايجاد مي‌شد، مي‌شنيدم.

استاد «هان» پس از تمرين گفت: «شما بايد اعتمادبه‌نفس خود را براي غلبه بر احساس ترس، تقويت كنيد. من از يكي از شاگردانم مي‌خواهم كه هر روز ضربه‌هاي پا را بر روي شما تمرين كند، ولي ضربه‌اي به شما نزند تا ترس شما ريخته و اعتمادبه‌نفس بيابيد. شما فقط با حفظ آرامش خود بايستيد و هيچ عكس‌العملي نشان ندهيد. مطمئن باشيد كه ديگر نخواهيد ترسيد»


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :


با ترس دوست شويد ...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

با ترس دوست شويد

استاد «هان» نقل مي‌كند
«زماني كه كوچك بودم، به‌شدت از ببرهايي كه در «كره» زندگي مي‌كردند وحشت داشتم. در مراحل ابتدايي فراگيري هنرهاي رزمي، استادم كه از ترس من آگاهي داشت، گفت كه بايد در تمرينات ذهني، خود را در حال مبارزه با يك ببر تصور كنم. در ابتدا هميشه ببر بر من غلبه مي‌كرد! تا اين‌كه به باغ وحش «سئول» رفته و رفتار و زندگي ببرها را از نزديك ديدم. با تحقيق و مطالعه روي ببرها، كم‌كم با عادات و حركات‌شان خو گرفته و با آنها انس پيدا كردم

پس از آن فهميدم اگرچه ببر حيوان ترسناكي است، اما ضعف‌هايي هم دارد. براي مثال قادر به حركت دادن كامل به آرواره‌هايش نيست و يا وقتي كه مي‌خواهد حمله كند، فقط بر روي پاهاي عقبش تكيه دارد. به اين ترتيب در تصوراتم استراتژي مبارزه با ببر را تغيير داده و روش‌هايي براي غلبه بر ضعف‌هاي ببر يافتم. پس از آن ديگر در مبارزه ذهني با ببرها پيروز مي‌شدم و به اين ترتيب ديگر ترس من از ببرها از بين رفت.
اكنون ديوارهاي اتاق خود را با عكس انواع ببرها پوشانده‌ام و هر وقت كه تنها هستم، يكي از اين عكس‌ها را مورد مطالعه قرار مي‌دهم و در تصوراتم با آن حيوان درمي‌افتم. در اين نبردها، گاهي پيروز شده و گاهي هم شكست مي‌خورم. اما ديگر نمي‌ترسم، چون با آنها خو گرفته‌ام. من ياد گرفته‌ام كه ترس سايه‌اي بيش نيست و وجود خارجي ندارد، بلكه تصورات ذهني ما هستند كه ترس را ايجاد مي‌كنند. اكنون ديگر در مبارزاتم كاملاً خونسرد هستم. يعني همان طور كه بايد باشم و اين آرامش طبيعي است»
بنابراين توصيه مي‌كنم كه از هر چه مي‌ترسيد به طرف آن برويد.

لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :


بگذاريد ذهن ناخودآگاهتان عمل كند...
12 بعد از ظهر | جمعه چهاردهم تیر 1387

بگذاريد ذهن ناخودآگاهتان عمل كند

درجريان مسابقات استاني، متوجه شدم كه تعدادي از تماشاچيان با فرياد به يكي از مبارزين مي‌گويند: «كيهاپ بكش! كيهاپ يادت نره». اما او كه اتفاقاً مبارز خوبي هم بود، بازي خوبي را ارائه نداده و كاملاً مشخص بود كه در اجراي ضرباتش مردّد است. مربي او پيش من آمد و گفت: «ابوالفضل كارش خوب است، اما اگر هنگام اجراي ضربات كيهاپ نكشد، شانس موفقيتش در مسابقات كشوري بسيار كم مي‌شود. ما هرچه به او گفته‌ايم فايده‌اي نداشته. شما اين مطلب را به او تذكر بدهيد. اگر اين‌طور پيش برود حتماً خواهد باخت!» در پاسخ گفتم: «الان وقت ياد دادن نيست. او هرچه تاكنون ياد گرفته را بايد اجرا كند. توجه كنيد كه تكنيك‌ها از ذهن ناخودآگاه اجرا مي‌شوند و اگر ذهن او متمركز به كيهاپ كشيدن شود، نتيجه‌اش همين شك و ترديد در اجراي تكنيك خواهد بود. اين نكته را بايد در طول تمرينات از او خواست نه در زمين مسابقه»

سپس به سراغش رفتم و گفتم: «خيلي خوب بود. اصلاً به كيهاپ كشيدن فكر نكن، فقط هرچه بلدي را اجرا كن. اگر تكنيكي به ذهنت آمد، شك نكن، همان درست است. بگذار ذهنت آزاد باشد و كار خود را به‌خوبي انجام دهد» وقتي كه ابوالفضل در مسابقات بعدي بسيار خوب درخشيد و مدال طلا را تصاحب نمود، به قدرت ذهن ناخودآگاه يقين پيدا كردم.

حتماً اين ضرب‌المثل را به ياد داريد كه «كلاغ خواست راه‌رفتن كبك بياموزد، راه رفتن خود را فراموش كرد».

 

استاد «تاكوآن» در كتاب روانشناسي شمشيرزني مي‌نويسد:

«وقتي يك شمشيرزن روبروي حريف خود قرار مي‌گيرد، نه در مورد حريف مي‌انديشد، نه در مورد خودش. او در حالي كه شمشيرش را در دست دارد فقط مي‌ايستد و در حالي كه تمامي فنون رزمي را به فراموشي سپرده، آماده پيروي از دستورات ضمير ناخودآگاهش مي‌باشد. وقتي كه شمشير مي‌زند، ضرباتش به صورت ناخودآگاه و غيرارادي عمل مي‌كنند.»

 

ذهن بايد هميشه در جريان باشد. وقتي كه آن را متوقف مي‌كنيم، اين جريان قطع مي‌شود كه براي يك مبارز بسيار خطرناك مي‌باشد. اگر عصباني شده و يا دچار ترس شويد، ذهن‌تان از جريان باز خواهد ماند. در نتيجه كنترل شما روي جسم‌تان كم شده و از اجراي واكنش‌هاي غيرارادي ناتوان خواهيد شد. به اين ترتيب شكست خواهيد خورد. بگذاريد ذهن‌تان آزادانه عمل كند. همين‌كه توجه شما به جايي جلب شود، جريان آزاد ذهن دچار اخلال خواهد شد. به‌اين ترتيب اگر توجه شما صرفاً به حمله يا دفاع جلب شود، وقفه‌اي در ذهن‌تان ايجاد مي‌شود كه به نفع حريف است. زيرا اين وقفه، سرعت تصميم‌گيري و واكنش به‌موقع شما را كم مي‌كند.

پس از آن‌كه به شاگردان آموزش «ذهن ناخودآگاه» داده شد، يكي از آنها گفت: «من با اطمينان و سرشار از اعتمادبه‌نفس مبارزه مي‌كنم و مي‌دانم كه اگرچه شكست ناپذير نيستم، ولي دست‌كم قوي هستم. اما در حين مبارزه همه چيز به‌خوبي پيش نمي‌رود و هرچه منتظر عمل ذهن ناخودآگاه مي‌شوم، فايده‌اي ندارد و فقط حريف امتياز مي‌گيرد. هرچه بيش‌تر به‌اين موضوع فكر مي‌كنم، بيش‌تر مضطرب شده و كنترلم كمتر مي‌شود» به‌نظر شما ذهن ايشان آزاد بود؟ آيا درگير شدن با افكار مختلف، ذهن را متوقف نمي‌كند؟

اغلب ديده مي‌شود وقتي كه هنرجويي بر روي اجراي دقيق تكنيك‌ها متمركز مي‌شود و يا مكرراً از او خواسته مي‌شود كه دقت كرده و اشتباهاتش را اصلاح نمايد، در تمرينات موفق نبوده و قادر به بهبود تكنيك‌هاي خود نمي‌باشد. در حقيقت او در يك وضعيت انفعالي قرار گرفته و ذهنش آشفته است. به او بگوييد: «تنها ذهن آرام است كه قادر به تصميم‌گيري خلاق مي‌باشد. پس آرام باش و به خودت فشار نياور، آرامش بيش‌تر مساوي است با كيفيت و سرعت بيش‌تر» بهتر است كه از تعداد نكات آموزش بكاهيد و به او فرصت بدهيد تا ذهن خود را منظم و آماده كند.


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: ذهن ورزشکار

دیدگاه های شما درباره این مطلب
نام شما :

ایمیل شما :

وب سایت شما :

متن نظر :