1 بعد از ظهر | سه شنبه بیستم مرداد 1388
مسئوليتهاي حقوقي ناشي از عمليات ورزشي
حوادث ناشي از عمليات ورزشي، تخلفات مديريتها، معايب اسباب و وسايل، اماکن معيوب، اوباشگريهاي تماشاگران، درگيريهاي ورزشکاران با يکديگر يا با داوران و غيره، موضوعهايي است که بايد به طور جداگانهاي به آنها پرداخت.در اين بخش ، محور بحث حوادثي است که مرتکب آن ورزشکار و محل آن، اماکن ورزشي و زمان آن، در اثناي فعاليتهاي ورزشي است.
اکنون اولين پرسش اين است که آيا ميتوان عمل ورزشکاري را که رد جريان فعاليتهاي ورزشي منجر به حادثهاي ميشود جرم شناخت و مرتکب را مجازات کرد؟
پاسخ به اين پرسش را بايد در ماده ۵۹ قانون مجازات اسلامي جستجو کرد. يکي از اعمالي که در ماده ۵۹ جرم محسوب نميشود حوادث ناشي از عمليات ورزشي مشروط به اين که سبب آن حوادث نقص مقررات مربوط به آن ورزش نباشد و اين مقررات هم با موازين شرعي مخالفت نداشته باشد.
علت جرم نبودن حوادث ناشي از عمليات ورزشي:
در بحث سابقه حقوق ورزشي گفته شد که تا قبل از تعيين تکليف قانوني براي توجيه حوادث ورزشي استدلالهاي متفاوتي از سوي حقوقدانان ارائه ميشد.
مصلحت اجتماعي، رضايت زيان ديده، عرف و عادت و امثال آن از جمله اينها بود. اما با وضع ماده ۴۲ در قانون مجازات عمومي در سال ۱۳۵۲ و قبول آن پس از انقلاب از سوي مجلس شوراي اسلامي به همه اين نظريات خاتمه داده شد و در واقع در حال حاضر مستند موجه بودن حوادث ورزشي از عمليات ورزشي، قانون است.اعطاي امتياز بزرگي به ورزش بطور استثنايي در مي ان هزاران فعاليت ديگر ما را به جستجوي علت آن و يا به عبارت بهتر، چرائي آن وا ميدارد. تصريح قانونگذار به اين که حوادث ناشي از عمليات ورزشي به هر گونهاي که باشدجرم محسوب نميشود به معناي آن است که ورزش از علل موجهه محسوب و مرتکب هيچگونه مسئوليت اعم از کيفري و يا مدني ندارد. اما دلايل اين امر:
۱- تبعيت از ديدگاه قانون اساسي:
قانون اساسي ورزش را يکي از اساسيترين ابزارها براي تربيت انساني کريم، با ارزشهاي والاي انساني، آزاد و مسئول در برابر خدا ميداند و با توجه به اين قانون عادي بايد از اصول و سياستهاي کلي ترسيمي در قانون اساسي تبعيت نمايد، قانون عادي، حوادث ناشي از عمليات ورزشي را جرم محسوب نميکند و در واقع به اين ديدگاه که ورزش وسيلهاي براي نيرومندي نسل است، عينيت ميبخشد.
۲- رضايت ورزشکار مصدوم به شرکت در فعاليت ورزشي:
رضايت ورزشکار به مشارکت در فعاليت ورزش به معناي قبول خطرات و نتايج زيانبار متعارف در ورزش است. قبول رضايت به عنوان يکي از مباني موجه دانستن حوادث ناشي از عمليات ورزشي به منظور ايجاد انگيزه در ميليونها جوان براي روي آوردن به ورزش براي اين بوده که نسلي شجاع، سلامت و با نشاط داشته باشيم زيرا قانونگذار به خوبي ميدانسته که تعالي جامعه جز در پرتو چنين انسانهايي مقدور نيست. قانونگذار با علم به اين که حادثه با ورزش قابل تفکيک نيست و حتي به رغم رعايت همه موازين و مقررات باز ممکن است صدمهاي محقق شود با شجاعت و بينشي بسيار متعالي، حساب ورزش را از همه امور جدا ساخته و حوادث آن را جرم محسوب نميکند. در عين حال ميخواهد بگويد که ورزش يک فعاليت مبتني بر تمايل است و هيچ اکراه و اجباري در آن نيست.
« کاردوزو» يکي از بزرگترين حقوقدانان امريکا در يک ضربالمثل همين ديدگاه را به بياني ديگر گفته است که« ترسو ميتواند در خانه بماند» و مفهوم مخالفت آن اين است که در صورت مشارکت در فعاليت ورزشي عليالاصول نخواهد توانست به نتايج زيانباري که در چارچوب مقررات حاصل شده باشد اعتراض کند.
همچنين استناد به قاعده اقدام که يکي از قواعد فقهي است در اين مورد نيز مقبول است. معناي اين قاعده چنانکه از نامش پيدا است اين است که کسي که با علم و قصد و رضا ضرر يا ضماني را بپذيرد هيچکس ضامن او نخواهد بود. بنابراين زيانديده از عمليات ورزشي اعم از حريف يا تماشاگر يا غير آنها با شرکت در بازي يا ورود به جايگاه تماشاگران، صدمات و خسارات ناشي از عمليات ورزشي در چارچوب مقررات را پذيرفته است و نميتواند براي جبران خسارات وارده به ديگري رجوع نمايد. بدون ترديد يکي از اصول مورد نظر قانونگذار در وضع ماده ۵۹ قانون مجازات اسلامي، رضايت زيانديده از فعاليتهاي ورزشي بوده است.
۳- توجه به نقش ورزش در جامعه:
از مهمترين انگيزههاي قانونگذار در اعطاي چنين امتيازي به ورزش را بايد در نقش و عملکرد ورزش در جامعه دانست که عبارتند از:
الف) کاهش هيجانات: ورزرش راهي است براي اظهار و کاهش هيجانات و رهايي از تنشها، ورزش به عنوان دريچه اطميناني است که تمايلات مهاجمانه را تلطيف ميکند.
ب) اثبات هويت: ورزش امکان شناخته شدن و اظهار ارزشهاي وجودي را فراهم ميآورد.
ج) کنترل اجتماعي: ورزش وسايلي را براي کنترل مردم در جامعهاي که انحرافات رواج دارند به وجود ميآورد.
د) اجتماعي شدن: ورزش وسيلهاي است براي اجتماعي شدن.
ر) عامل تغيير: ورزش موجب تغيير جامعه، ايجاد الگوهاي رفتاري جديد و عاملي است که جريان تاريخ را تغيير ميدهد.
ز) بيداري و آگاهي جمعي: ورزش موجد روح جمعي است که مردم را به شيوه متحد به دنبال اهداف مشترک متشکل ميسازد.
س) موفقيت: هنگامي که توسط بازيکني يا تيمي موفقيت به دست ميآيد، ورزش موجب احساس موفقيت در تماشاگران و ورزشکاران ميشود. پيروزي در ورزش مانند پيروزي در زندگي است.
منبع:سایت پزشکان بدون مرز
لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: دیگر مقالات